weather-related

[ایالات متحده]/[ˈweðə rɪˈleɪtɪd]/
[بریتانیا]/[ˈwɛðər rɪˈleɪtɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا ناشی از آب و هوا؛ تحت تأثیر یا وابسته به آب و هوا
n. رویدادها یا شرایط مربوط به آب و هوا

عبارات و ترکیب‌ها

weather-related risks

خطرات مرتبط با آب و هوا

weather-related delays

تأخیرهای مرتبط با آب و هوا

weather-related events

رویدادهای مرتبط با آب و هوا

weather-related hazards

خطرات مرتبط با آب و هوا

weather-related impacts

تأثیرات مرتبط با آب و هوا

weather-related forecast

پیش‌بینی مرتبط با آب و هوا

weather-related warning

هشدار مرتبط با آب و هوا

weather-related damage

آسیب‌های مرتبط با آب و هوا

weather-related issues

مشکلات مرتبط با آب و هوا

weather-related changes

تغییرات مرتبط با آب و هوا

جملات نمونه

the weather-related forecast predicted heavy rain for tomorrow.

پیش‌بینی مربوط به آب‌وهوا این روز را با بارش‌های شدید پیش‌بینی می‌کند.

we discussed weather-related risks during the project planning phase.

ما در فاز برنامه‌ریزی پروژه ریسک‌های مربوط به آب‌وهوا را بحث کردیم.

the company faced significant weather-related disruptions to its supply chain.

شرکت با این اختلالات جدی مربوط به آب‌وهوا در زنجیره تأمین خود مواجه شد.

the study examined the impact of weather-related events on agricultural yields.

این مطالعه تأثیر رویدادهای مربوط به آب‌وهوا بر عملکرد کشاورزی را بررسی کرد.

the insurance policy covers weather-related damage to the property.

این پوشش بیمه‌ای آسیب‌های مربوط به آب‌وهوا به ملک را پوشش می‌دهد.

the news reported on several severe weather-related incidents across the region.

خبر رسانه‌ای در مورد چند رویداد جدی مربوط به آب‌وهوا در سراسر منطقه گزارش داد.

the construction project was delayed due to adverse weather-related conditions.

پروژه ساخت به دلیل شرایط نامطلوب مربوط به آب‌وهوا که باعث تاخیر شد، به تعویق افتاد.

the scientist analyzed long-term weather-related data to identify trends.

دانشمند داده‌های بلندمدت مربوط به آب‌وهوا را تحلیل کرد تا روندها را شناسایی کند.

the emergency response team prepared for potential weather-related emergencies.

تیم پاسخ به اضطرابات برای احتمال وقوع اضطرابات مربوط به آب‌وهوا آماده شد.

the farmer implemented weather-related irrigation strategies to conserve water.

کشاورز استراتژی‌های آبیاری مربوط به آب‌وهوا را اجرا کرد تا آب را صرفه‌جویی کند.

the museum exhibit featured artwork inspired by weather-related phenomena.

این نمایشگاه موزه آثار هنری را نمایش داد که از پدیده‌های مربوط به آب‌وهوا الهام گرفته‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید