wedge-shaped

[ایالات متحده]/ˈwɛdʒˌʃeɪpt/
[بریتانیا]/ˈwɛdʒˌʃeɪpt/

ترجمه

adj. با فرم هرمی (wedge-مانند)

عبارات و ترکیب‌ها

wedge-shaped object

شیء شکل هرمی

a wedge-shaped piece

قطعه‌ای با شکل هرمی

wedge-shaped design

طراحی با شکل هرمی

becoming wedge-shaped

تبدیل شدن به شکل هرمی

wedge-shaped tooth

دندان با شکل هرمی

wedge-shaped stone

سنگ با شکل هرمی

wedge-shaped cut

برش با شکل هرمی

its wedge-shaped form

شکل هرمی آن

wedge-shaped structure

ساختار با شکل هرمی

wedge-shaped opening

دهانه با شکل هرمی

جملات نمونه

the wedge-shaped piece of wood fit perfectly into the gap.

قطعه چکش‌شکل چوب به خوبی در شکاف جا شد.

the mountain had a distinctive wedge-shaped peak.

کوه دارای یک قله مشخص با شکل چکش‌مانند بود.

he used a wedge-shaped tool to split the logs.

او از یک ابزار چکش‌شکل برای شکستن الوارها استفاده کرد.

the wedge-shaped tooth was causing him discomfort.

دندان چکش‌شکل باعث ناراحتی او شده بود.

the architect designed a wedge-shaped window for the building.

معمار یک پنجره با شکل چکش‌مانند برای ساختمان طراحی کرد.

the ice floe had a sharp, wedge-shaped edge.

تکه‌بندی یخ دارای یک لبه تیز و چکش‌شکل بود.

the wedge-shaped stone was used to support the structure.

از سنگ چکش‌شکل برای حمایت از سازه استفاده شد.

the company's new logo featured a bold, wedge-shaped design.

لوگوی جدید شرکت دارای یک طرح جسورانه و چکش‌شکل بود.

the wedge-shaped cut of the cake looked appealing.

برش چکش‌شکل کیک جذاب به نظر می‌رسید.

the river carved a wedge-shaped valley through the landscape.

رودخانه یک دره با شکل چکش‌شکل را در سراسر منظره ایجاد کرد.

he inserted a wedge-shaped shim to stabilize the table.

او یک قطعه چکش‌شکل برای تثبیت میز وارد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید