wheelchair

[ایالات متحده]/'wiːltʃeə/
[بریتانیا]/'wiltʃɛr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صندلی با چرخ، که توسط افرادی که در راه رفتن یا حرکت به تنهایی مشکل دارند، استفاده می‌شود.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

electric wheelchair

صندلی چرخدار برقی

wheelchair ramp

رمپ ویلچر

manual wheelchair

ویلچر دستی

wheelchair-accessible

ویلچر قابل دسترس

folding wheelchair

ویلچر تاشو

wheelchair-bound

معلول جسم

wheelchair user

معلول ویلچر

wheelchair lift

بالابر ویلچر

جملات نمونه

the bockety wheelchair trundled off down the street.

صندلی چرخدار ناهموار با سرعت کم به سمت خیابان رفت.

he had been confined to a wheelchair for some time.

او مدتی را به یک ویلچر محدود کرده بود.

he left in a wheelchair after spraining an ankle.

او پس از پیچ خوردگی مچ پا، با ویلچر از آنجا رفت.

I refused to take a wheelchair down the Jetway.

من از استفاده از ویلچر در طول Jetway امتناع کردم.

As the car pulled away,the woman in the wheelchair waved and clutched the lilacs to her heart.

همانطور که ماشین دور می شد، زن روی ویلچر دست تکان می داد و ارکیده ها را در آغوش می گرفت.

When Beau and I walked into her room,a small light was on next to her bed and the shades were pulled.She was sitting in her wheelchair,her back toward us,slouched over,facing the viewless window.

وقتی بو و من وارد اتاقش شدیم، یک چراغ کوچک کنار تختش روشن بود و پرده‌ها کشیده شده بودند. او روی ویلچرش نشسته بود، پشتش به ما بود، خمیده شده بود و به پنجره‌ای که نمی‌توانستید ببینید نگاه می‌کرد.

نمونه‌های واقعی

Oh, okay. The wheelchair is just protocol.

راست است، ویلچر فقط یک پروتکل است.

منبع: Grey's Anatomy Season 2

And I said to him that we would get a wheelchair at the airport.

و به او گفتم که ما یک ویلچر در فرودگاه خواهیم گرفت.

منبع: American Horror Story Season 1

The 30-year-old has used a wheelchair since a car accident eight years ago.

آن 30 ساله از زمان یک تصادف رانندگی هشت سال پیش از ویلچر استفاده کرده است.

منبع: This month VOA Special English

No, I think you have to have a wheelchair to get one of those.

نه، فکر می‌کنم برای به دست آوردن یکی از آنها باید ویلچر داشته باشید.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 4

And we've sent many wheelchairs, not only to China, but other parts of the world.

و ما ویلچر های زیادی را نه تنها به چین، بلکه به سایر نقاط جهان ارسال کرده ایم.

منبع: CRI Online August 2019 Collection

After the accident Ove bought a Saab 95 so he'd have space for Sonja's wheelchair.

پس از حادثه، اووه یک ساب 95 خرید تا فضایی برای ویلچر سونیا داشته باشد.

منبع: A man named Ove decides to die.

Because you have a wheelchair doesn't mean you can't do an extreme sport.

اینکه شما ویلچر دارید به این معنی نیست که نمی توانید یک ورزش افراطی انجام دهید.

منبع: VOA Standard English_Americas

She was using a wheelchair and had been living in a home for children without parents.

او از ویلچر استفاده می کرد و در یک خانه برای کودکان بی سرپرست زندگی می کرد.

منبع: VOA Special October 2021 Collection

Wheelchair basketball, it is not easy game.

بسکتبال ویلچر، یک بازی آسان نیست.

منبع: VOA Standard Speed Compilation June 2016

Down I went, back into my wheelchair.

من پایین رفتم، دوباره به ویلچر خودم.

منبع: Reader's Digest Anthology

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید