whim

[ایالات متحده]/wɪm/
[بریتانیا]/wɪm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انگیزه یا خیال ناگهانی، یک فکر یا ایده ناگهانی، یک خیال بافی
Word Forms
جمعwhims

عبارات و ترکیب‌ها

on a whim

به صورت اتفاقی

جملات نمونه

That suggestion was no whim of the moment.

آن پیشنهاد یک هوس لحظه‌ای نبود.

she bought it on a whim .

او آن را به صورت ناگهانی خرید.

It was a privilege revokable at any time on whim of the authorities.

این امتیازی بود که می‌توانست در هر زمان و به دلخواه مقامات لغو شود.

our whims have brought us to the brink of biocide.

خيال‌پردازی‌های ما ما را در آستانه نسل‌کشی قرار داده است.

the follies and whim-whams of the metropolis.

نادانی‌ها و خرافات شهر.

Everyone was entirely subject to the whim of the Sultan.

همه کاملاً تابع هوس سلطان بودند.

He flew into a whim and went swimming on a cold winter day, and got a fever soon afterwards.

او به ناگهان تصمیم گرفت در یک روز سرد زمستانی شنا کند و مدتی بعد تب گرفت.

Don't underdo it.This doesn't mean you just sit whenever the whim strikes you.It means you set up a practice schedule and keep to it with a gentle, patient tenacity.

آن را کم انجام ندهید. این به این معنی نیست که هر زمان که هوس کردید فقط بنشینید. این بدان معناست که یک برنامه تمرین تنظیم کنید و با صبر و پشتکار ملایم به آن پایبند باشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید