whimpered softly
به آرامی ناله کرد
whimpered quietly
به طور آرام ناله کرد
whimpered in pain
از درد ناله کرد
whimpered for help
به خاطر کمک ناله کرد
whimpered in fear
از ترس ناله کرد
whimpered with sorrow
با ناراحتی ناله کرد
whimpered out loud
بلنداً ناله کرد
whimpered in despair
در ناامیدی ناله کرد
the puppy whimpered softly in the corner.
پوزه سگ بچه به آرامی در گوشه ای گوش داد.
she whimpered in pain after falling off her bike.
او بعد از افتادن از دوچرخه به دلیل درد ناله کرد.
he whimpered for his mother when he felt scared.
وقتی ترسید، برای مادرش ناله کرد.
the child whimpered when he lost his toy.
وقتی اسباب بازی اش را گم کرد، کودک ناله کرد.
as the storm raged, the dog whimpered nervously.
همانطور که طوفان می رقصید، سگ به طرز عصبی ناله کرد.
she whimpered in her sleep, haunted by nightmares.
او در خواب خود ناله کرد، آزاردهنده کابوس.
the injured bird whimpered as it lay on the ground.
پرنده زخمی در حالی که روی زمین دراز کشیده بود ناله کرد.
he whimpered when he realized he was lost.
وقتی متوجه شد گم شده، ناله کرد.
the kitten whimpered, looking for its mother.
بچه گربه ناله کرد و به دنبال مادرش گشت.
she whimpered softly, trying not to disturb anyone.
او به آرامی ناله کرد تا کسی را آزار ندهد.
whimpered softly
به آرامی ناله کرد
whimpered quietly
به طور آرام ناله کرد
whimpered in pain
از درد ناله کرد
whimpered for help
به خاطر کمک ناله کرد
whimpered in fear
از ترس ناله کرد
whimpered with sorrow
با ناراحتی ناله کرد
whimpered out loud
بلنداً ناله کرد
whimpered in despair
در ناامیدی ناله کرد
the puppy whimpered softly in the corner.
پوزه سگ بچه به آرامی در گوشه ای گوش داد.
she whimpered in pain after falling off her bike.
او بعد از افتادن از دوچرخه به دلیل درد ناله کرد.
he whimpered for his mother when he felt scared.
وقتی ترسید، برای مادرش ناله کرد.
the child whimpered when he lost his toy.
وقتی اسباب بازی اش را گم کرد، کودک ناله کرد.
as the storm raged, the dog whimpered nervously.
همانطور که طوفان می رقصید، سگ به طرز عصبی ناله کرد.
she whimpered in her sleep, haunted by nightmares.
او در خواب خود ناله کرد، آزاردهنده کابوس.
the injured bird whimpered as it lay on the ground.
پرنده زخمی در حالی که روی زمین دراز کشیده بود ناله کرد.
he whimpered when he realized he was lost.
وقتی متوجه شد گم شده، ناله کرد.
the kitten whimpered, looking for its mother.
بچه گربه ناله کرد و به دنبال مادرش گشت.
she whimpered softly, trying not to disturb anyone.
او به آرامی ناله کرد تا کسی را آزار ندهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید