pleaded

[ایالات متحده]/[ˈplɪːdɪd]/
[بریتانیا]/[ˈpliːdɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. 恳切或坚持地乞求;向法院或法官上诉;陈述案情或论点。
n. 请愿;恳求。

عبارات و ترکیب‌ها

pleaded guilty

اعتراف به جرم کرد

pleaded innocence

بی‌گناهی خود را اعلام کرد

pleaded for help

درخواست کمک کرد

pleaded with him

با او التماس کرد

pleading eyes

چشمان التماس‌کننده

pleaded mercy

درخواست بخشش کرد

pleading case

دفاعیه

pleaded not guilty

بی‌گناه بودن خود را اعلام کرد

pleading voice

صدای التماس‌کننده

pleading letter

نامه التماس‌آمیز

جملات نمونه

she pleaded with him to reconsider his decision.

او از او خواهش کرد تا تصمیمش را بازبینی کند.

the child pleaded innocence, tears streaming down his face.

کودک بی‌گناهی خود را اعلام کرد، در حالی که اشک از صورتش جاری بود.

he pleaded guilty to the charges, hoping for leniency.

او به اتهامات اقرار کرد و امیدوار بود که با او مهربانی شود.

the lawyer pleaded the defendant's case before the jury.

وکیل از پرونده متهم در برابر هیئت منصفه دفاع کرد.

she pleaded for their help, desperate and alone.

او برای کمک از آن‌ها خواهش کرد، ناامید و تنها.

he pleaded with the bank manager for an extension on the loan.

او از مدیر بانک خواهش کرد تا مهلت وام را تمدید کند.

the accused pleaded not guilty to all counts.

متهم به تمام اتهامات بی‌گناه بودن خود را اعلام کرد.

she pleaded with the dog to stop barking at the mailman.

او از سگ خواهش کرد که دیگر به پستچی پارس نکند.

he pleaded for understanding from his colleagues after the mistake.

او پس از اشتباه، از همکارانش درخواست درک و تفاهم کرد.

the witness pleaded ignorance of the events that transpired.

شاهد بی‌اطلاعی خود را از وقایع رخ داده اعلام کرد.

she pleaded with the taxi driver to wait a moment.

او از راننده تاکسی خواهش کرد که کمی صبر کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید