whirlwinds

[ایالات متحده]/ˈwɜːl.wɪndz/
[بریتانیا]/ˈwɜr.l.wɪndz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گردبادها; یک ستون هوای به سرعت در حال چرخش

عبارات و ترکیب‌ها

whirlwinds of change

گرداب تغییرات

whirlwinds of emotion

گرداب احساسات

whirlwinds of activity

گرداب فعالیت‌ها

whirlwinds of thought

گرداب افکار

whirlwinds of excitement

گرداب هیجان

whirlwinds of energy

گرداب انرژی

whirlwinds of ideas

گرداب ایده‌ها

whirlwinds of conflict

گرداب درگیری

whirlwinds of chaos

گرداب هرج و مرج

جملات نمونه

the whirlwinds of change swept through the town.

گرداب تغییرات از میان شهر عبور کرد.

she felt like she was caught in a whirlwind of emotions.

او احساس می‌کرد در گردابی از احساسات گرفتار شده است.

whirlwinds can cause significant damage to buildings.

گرداب‌ها می‌توانند آسیب قابل توجهی به ساختمان‌ها وارد کنند.

the children laughed as they ran through the whirlwinds of leaves.

کودکان در حالی که از میان گرداب برگ‌ها می‌دویدند، می‌خندیدند.

whirlwinds often appear during thunderstorms.

گرداب‌ها اغلب در هنگام رعد و برق ظاهر می‌شوند.

he was caught in the whirlwinds of his thoughts.

او در گرداب افکار خود گرفتار شد.

whirlwinds can be both beautiful and destructive.

گرداب‌ها می‌توانند هم زیبا و هم ویرانگر باشند.

she danced gracefully, as if moving through whirlwinds.

او با ظرافت می‌رقصید، گویی از میان گرداب‌ها در حرکت بود.

the artist depicted whirlwinds in her latest painting.

هنرمند گرداب‌ها را در آخرین نقاشی خود به تصویر کشید.

whirlwinds of dust rose from the dry ground.

گرداب‌های غبار از زمین خشک بلند شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید