| جمع | whizzkids |
math whizzkid
هوشيار ریاضی
tech whizzkid
هوشيار فناوری
young whizzkid
هوشيار جوان
coding whizzkid
هوشيار برنامه نویسی
science whizzkid
هوشيار علمی
whizzkid inventor
هوشيار مخترع
whizzkid designer
هوشيار طراح
whizzkid athlete
هوشيار ورزشکار
whizzkid student
هوشيار دانشجو
whizzkid artist
هوشيار هنرمند
he is a real whizzkid when it comes to coding.
او یک نابغه واقعی در زمینه کدنویسی است.
the whizzkid solved the complex math problem in minutes.
آن نابغه مسئله ریاضی پیچیده را در عرض چند دقیقه حل کرد.
everyone is impressed by her whizzkid skills in graphic design.
مهارت های گرافیک طراحی او همه را تحت تاثیر قرار داده است.
as a whizzkid in science, he won several competitions.
به عنوان یک نابغه در علم، او برنده چندین مسابقه شد.
the whizzkid created an innovative app that gained popularity.
آن نابغه یک برنامه کاربردی نوآورانه ایجاد کرد که محبوبیت زیادی به دست آورد.
she was recognized as a whizzkid in the tech industry.
او به عنوان یک نابغه در صنعت فناوری شناخته شد.
the whizzkid's invention changed the way we communicate.
اختراع آن نابغه روش ارتباط ما را تغییر داد.
his whizzkid talent in robotics amazed the judges.
مهارت رباتیک آن نابغه داوران را شگفت زده کرد.
being a whizzkid, she often helps her classmates with homework.
به عنوان یک نابغه، او اغلب به همکلاسی هایش در انجام تکالیف کمک می کند.
the young whizzkid is already working on groundbreaking research.
آن نابغه جوان از قبل روی تحقیقات پیشگامانه کار می کند.
math whizzkid
هوشيار ریاضی
tech whizzkid
هوشيار فناوری
young whizzkid
هوشيار جوان
coding whizzkid
هوشيار برنامه نویسی
science whizzkid
هوشيار علمی
whizzkid inventor
هوشيار مخترع
whizzkid designer
هوشيار طراح
whizzkid athlete
هوشيار ورزشکار
whizzkid student
هوشيار دانشجو
whizzkid artist
هوشيار هنرمند
he is a real whizzkid when it comes to coding.
او یک نابغه واقعی در زمینه کدنویسی است.
the whizzkid solved the complex math problem in minutes.
آن نابغه مسئله ریاضی پیچیده را در عرض چند دقیقه حل کرد.
everyone is impressed by her whizzkid skills in graphic design.
مهارت های گرافیک طراحی او همه را تحت تاثیر قرار داده است.
as a whizzkid in science, he won several competitions.
به عنوان یک نابغه در علم، او برنده چندین مسابقه شد.
the whizzkid created an innovative app that gained popularity.
آن نابغه یک برنامه کاربردی نوآورانه ایجاد کرد که محبوبیت زیادی به دست آورد.
she was recognized as a whizzkid in the tech industry.
او به عنوان یک نابغه در صنعت فناوری شناخته شد.
the whizzkid's invention changed the way we communicate.
اختراع آن نابغه روش ارتباط ما را تغییر داد.
his whizzkid talent in robotics amazed the judges.
مهارت رباتیک آن نابغه داوران را شگفت زده کرد.
being a whizzkid, she often helps her classmates with homework.
به عنوان یک نابغه، او اغلب به همکلاسی هایش در انجام تکالیف کمک می کند.
the young whizzkid is already working on groundbreaking research.
آن نابغه جوان از قبل روی تحقیقات پیشگامانه کار می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید