wholistic

[ایالات متحده]/wəʊˈlɪstɪk/
[بریتانیا]/hoʊˈlɪstɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا نگران کننده سیستم‌های کامل به جای قسمت‌های فردی

عبارات و ترکیب‌ها

wholistic approach

رویکرد جامع

wholistic view

دیدگاه جامع

wholistic health

سلامتی جامع

wholistic care

مراقبت جامع

wholistic education

آموزش جامع

wholistic model

مدل جامع

wholistic perspective

دیدگاه جامع

wholistic method

روش جامع

wholistic strategy

استراتژی جامع

wholistic practice

عملکرد جامع

جملات نمونه

she takes a wholistic approach to health.

او یک رویکرد جامع به سلامتی دارد.

wholistic education focuses on the development of the whole child.

آموزش جامع بر توسعه کل کودک تمرکز دارد.

his wholistic view of life includes mental and physical well-being.

دیدگاه جامع او نسبت به زندگی شامل سلامت روان و جسم است.

they promote a wholistic lifestyle that integrates mind, body, and spirit.

آنها یک سبک زندگی جامع را ترویج می کنند که ذهن، بدن و روح را یکپارچه می کند.

wholistic therapies can enhance traditional medical treatments.

درمان های جامع می توانند درمان های پزشکی سنتی را تقویت کنند.

she believes in a wholistic approach to solving environmental issues.

او به یک رویکرد جامع برای حل مشکلات زیست محیطی اعتقاد دارد.

wholistic practices in agriculture promote sustainable farming.

روش های جامع در کشاورزی، کشاورزی پایدار را ترویج می کنند.

he advocates for a wholistic view of community development.

او از یک دیدگاه جامع برای توسعه جامعه حمایت می کند.

wholistic nutrition considers the quality of food and its impact on health.

تغذیه جامع کیفیت غذا و تأثیر آن بر سلامتی را در نظر می گیرد.

her wholistic philosophy includes emotional and spiritual aspects of life.

فلسفه جامع او شامل جنبه های عاطفی و معنوی زندگی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید