Whoops! I nearly dropped it.
وای! من تقریباً آن را انداختم.
Whoops! Don't worry; just an electrical problem. One of the Kicky-Sack sack pickers will have to flick the plug.
اوه! نگران نباشید؛ فقط یک مشکل الکتریکی است. یکی از جمعکنندگان کیسههای کیکیساک باید دوشاخه را بکند.
Whoops, I dropped my phone on the floor!
وای، تلفن همراه من روی زمین افتاد!
Whoops, I forgot to bring my umbrella on a rainy day.
وای، فراموش کردم چتر را در یک روز بارانی با خودم بیاورم.
She tripped over the step and said 'whoops' as she fell.
او روی پله سر خورد و در حالی که میافتاد گفت 'وای'.
Whoops, I spilled coffee on my shirt.
وای، قهوه روی پیراهنم ریختم.
He accidentally deleted his important files and said 'whoops' out loud.
او به طور تصادفی فایلهای مهم خود را حذف کرد و با صدای بلند گفت 'وای'.
Whoops, I forgot to buy milk at the grocery store.
وای، فراموش کردم شیر را از فروشگاه بخرم.
She was walking too fast and bumped into the door with a 'whoops'.
او خیلی سریع راه میرفت و با 'وای' به در برخورد کرد.
Whoops, I made a typo in the report.
وای، در گزارش یک غلط املایی مرتکب شدم.
He tried to catch the ball but missed, saying 'whoops' as it rolled away.
او سعی کرد توپ را بگیرد اما موفق نشد و در حالی که توپ دور میرفت گفت 'وای'.
Whoops! I nearly dropped it.
وای! من تقریباً آن را انداختم.
Whoops! Don't worry; just an electrical problem. One of the Kicky-Sack sack pickers will have to flick the plug.
اوه! نگران نباشید؛ فقط یک مشکل الکتریکی است. یکی از جمعکنندگان کیسههای کیکیساک باید دوشاخه را بکند.
Whoops, I dropped my phone on the floor!
وای، تلفن همراه من روی زمین افتاد!
Whoops, I forgot to bring my umbrella on a rainy day.
وای، فراموش کردم چتر را در یک روز بارانی با خودم بیاورم.
She tripped over the step and said 'whoops' as she fell.
او روی پله سر خورد و در حالی که میافتاد گفت 'وای'.
Whoops, I spilled coffee on my shirt.
وای، قهوه روی پیراهنم ریختم.
He accidentally deleted his important files and said 'whoops' out loud.
او به طور تصادفی فایلهای مهم خود را حذف کرد و با صدای بلند گفت 'وای'.
Whoops, I forgot to buy milk at the grocery store.
وای، فراموش کردم شیر را از فروشگاه بخرم.
She was walking too fast and bumped into the door with a 'whoops'.
او خیلی سریع راه میرفت و با 'وای' به در برخورد کرد.
Whoops, I made a typo in the report.
وای، در گزارش یک غلط املایی مرتکب شدم.
He tried to catch the ball but missed, saying 'whoops' as it rolled away.
او سعی کرد توپ را بگیرد اما موفق نشد و در حالی که توپ دور میرفت گفت 'وای'.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید