widdershins dance
رقص وی درشینز
widdershins path
مسیر وی درشینز
widdershins spiral
مارپیچ وی درشینز
widdershins journey
سفر وی درشینز
widdershins motion
حرکت وی درشینز
widdershins turn
چرخش وی درشینز
widdershins circle
دایره وی درشینز
widdershins direction
جهت وی درشینز
widdershins effect
اثر وی درشینز
widdershins ritual
آیین وی درشینز
he walked widdershins around the tree for good luck.
او به دور درخت خلاف جهت عقربهها حرکت کرد تا خوششانس شود.
the children danced widdershins in the circle.
کودکان به صورت خلاف جهت عقربهها در دایره میرقصیدند.
they believe that walking widdershins can ward off evil spirits.
آنها معتقدند که راه رفتن خلاف جهت عقربهها میتواند ارواح شیطانی را دور نگه دارد.
she turned widdershins to break the spell.
او برای شکستن طلسم خلاف جهت عقربهها چرخید.
the ritual required us to move widdershins around the fire.
آییننما خواست که ما به صورت خلاف جهت عقربهها دور آتش حرکت کنیم.
in folklore, it is said that widdershins is the direction of chaos.
در فولکلور، گفته میشود که خلاف جهت عقربهها جهت آشوب است.
he drew the symbol widdershins to protect the house.
او نماد را به صورت خلاف جهت عقربهها کشید تا از خانه محافظت کند.
they spun widdershins to invoke the spirits.
آنها به صورت خلاف جهت عقربهها چرخیدند تا ارواح را احضار کنند.
she always prefers to walk widdershins when she feels uneasy.
او همیشه ترجیح میدهد وقتی احساس ناامنی میکند خلاف جهت عقربهها راه برود.
the old woman taught us to turn widdershins for safety.
زن پیر به ما یاد داد که برای ایمنی خلاف جهت عقربهها بچرخیم.
widdershins dance
رقص وی درشینز
widdershins path
مسیر وی درشینز
widdershins spiral
مارپیچ وی درشینز
widdershins journey
سفر وی درشینز
widdershins motion
حرکت وی درشینز
widdershins turn
چرخش وی درشینز
widdershins circle
دایره وی درشینز
widdershins direction
جهت وی درشینز
widdershins effect
اثر وی درشینز
widdershins ritual
آیین وی درشینز
he walked widdershins around the tree for good luck.
او به دور درخت خلاف جهت عقربهها حرکت کرد تا خوششانس شود.
the children danced widdershins in the circle.
کودکان به صورت خلاف جهت عقربهها در دایره میرقصیدند.
they believe that walking widdershins can ward off evil spirits.
آنها معتقدند که راه رفتن خلاف جهت عقربهها میتواند ارواح شیطانی را دور نگه دارد.
she turned widdershins to break the spell.
او برای شکستن طلسم خلاف جهت عقربهها چرخید.
the ritual required us to move widdershins around the fire.
آییننما خواست که ما به صورت خلاف جهت عقربهها دور آتش حرکت کنیم.
in folklore, it is said that widdershins is the direction of chaos.
در فولکلور، گفته میشود که خلاف جهت عقربهها جهت آشوب است.
he drew the symbol widdershins to protect the house.
او نماد را به صورت خلاف جهت عقربهها کشید تا از خانه محافظت کند.
they spun widdershins to invoke the spirits.
آنها به صورت خلاف جهت عقربهها چرخیدند تا ارواح را احضار کنند.
she always prefers to walk widdershins when she feels uneasy.
او همیشه ترجیح میدهد وقتی احساس ناامنی میکند خلاف جهت عقربهها راه برود.
the old woman taught us to turn widdershins for safety.
زن پیر به ما یاد داد که برای ایمنی خلاف جهت عقربهها بچرخیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید