wilful

[ایالات متحده]/'wɪlfʊl/
[بریتانیا]/'wɪlfl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. عمداً

عبارات و ترکیب‌ها

wilful behavior

رفتار خودخواهانه

wilful disobedience

عدم اطاعت خودخواهانه

wilful ignorance

نادانی خودخواسته

wilful neglect

بی‌توجهی خودخواسته

wilful misconduct

رفتار نادرست خودخواسته

جملات نمونه

wilful acts of damage.

اقدامات آسیب‌رسان عمدی

the pettish, wilful side of him.

جنبهٔ خشمگین و خودخواهانهٔ او

a verdict of wilful murder

یک حکم قتل عمد.

A wilful man will have his way.

یک مرد خودخواه راه خود را خواهد داشت.

A wilful fault has no excuse and deserves no pardon.

یک اشتباه عمدی نباید توجیه شود و شایسته بخشش نیست.

Though knowing that there was misunderstanding between them,he,then wilful and self-opinioned of that young age,resolved to be gone forever when they broke up.

با وجود اینکه می‌دانست بین آنها سوء تفاهمی وجود دارد، او که در آن سن جوان خود مصمم و خودخواه بود، تصمیم گرفت تا ابد جدا شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید