withdraws

[ایالات متحده]/wɪðˈdrɔːz/
[بریتانیا]/wɪðˈdrɔːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پس گرفتن یا حذف کردن; به عقب رفتن یا خارج شدن; تأمین یا فراهم کردن; بازیابی یا بازپس گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

withdraws funds

برداشت وجه

withdraws support

برداشت حمایت

withdraws troops

برداشتن سربازان

withdraws statement

پس گرفتن اظهارات

withdraws offer

پس گرفتن پیشنهاد

withdraws application

پس گرفتن درخواست

withdraws complaint

پس گرفتن شکایت

withdraws consent

پس گرفتن رضایت

withdraws money

برداشت پول

withdraws privileges

برداشتن امتیازات

جملات نمونه

he withdraws his support for the project.

او حمایت خود را از پروژه پس می‌کشد.

she withdraws from the competition.

او از مسابقه کناره‌گیری می‌کند.

the bank withdraws funds from the account.

بانک وجوه را از حساب برداشت می‌کند.

he often withdraws into his thoughts.

او اغلب در افکار خود فرو می‌رود.

the soldier withdraws his troops from the front line.

سرباز نیروهای خود را از خط مقدم عقب می‌کشد.

she withdraws her statement after reconsideration.

او پس از بررسی مجدد، اظهارات خود را پس می‌گیرد.

the company withdraws the product from the market.

شرکت محصول را از بازار خارج می‌کند.

he withdraws cash from the atm.

او پول نقد را از دستگاه خودپرداز برداشت می‌کند.

after the argument, he withdraws from the conversation.

پس از بحث، او از گفتگو کناره‌گیری می‌کند.

she withdraws her application for the job.

او درخواست خود را برای شغل پس می‌کشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید