woofing

[ایالات متحده]/wʊfɪŋ/
[بریتانیا]/wʊfɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای تولید شده توسط یک سگ؛ نوعی پارچه یا بافت؛ (Woof) یک نام خانوادگی
vi. صدای پارس پایین تولید کردن

عبارات و ترکیب‌ها

dog woofing

سگ که پارس می‌کند

woofing loudly

پارس کردن با صدای بلند

woofing happily

پارس کردن با خوشحالی

woofing softly

پارس کردن به آرامی

woofing playfully

پارس کردن بازیگوشانه

woofing at night

پارس کردن در شب

woofing excitedly

پارس کردن با هیجان

woofing in joy

پارس کردن با شادی

woofing quietly

پارس کردن به طور آرام

woofing away

پارس کردن دور

جملات نمونه

the dog is woofing loudly at the mailman.

سگ با صدای بلند در حال پارس کردن به سمت پیک است.

she loves to hear her puppy woofing in the yard.

او عاشق شنیدن پارس کردن توله سگش در حیاط است.

the woofing sound echoed through the park.

صدای پارس کردن در سراسر پارک طنین انداز شد.

he was woofing at the squirrels in the tree.

او در حال پارس کردن به سمت سنجاب‌ها در درخت بود.

the children laughed at the woofing dog.

کودکان به سگ پارس کننده خندیدند.

woofing can be a sign that the dog is excited.

پارس کردن می‌تواند نشانه‌ای از هیجان سگ باشد.

my neighbor's dog keeps woofing every night.

سگ همسایه من هر شب پارس می‌کند.

the trainer taught the dog to stop woofing on command.

مربی به سگ آموزش داد که به دستور، پارس کردن را متوقف کند.

woofing is a way for dogs to communicate.

پارس کردن راهی برای ارتباط سگ‌ها است.

she recorded the woofing sounds for her project.

او صداهای پارس کردن را برای پروژه خود ضبط کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید