wordsmiths

[ایالات متحده]/[wɜːds.mɪθs]/
[بریتانیا]/[wɜːrd.smɪθz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افراد ماهر در هنر نوشتن؛ به ویژه کسانی که به طور خلاقانه می‌نویسند؛ فردی که در استفاده از کلمات مهارت دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

skilled wordsmiths

هنرمندان مشتاق کلمات

wordsmith's craft

هنر نویسندگی

be wordsmiths

به عنوان نویسنده باشید

wordsmithing skills

مهارت های نویسندگی

wordsmith working

نویسنده در حال کار

wordsmith created

توسط نویسنده ایجاد شد

wordsmith's words

کلمات نویسنده

thank wordsmiths

از نویسندگان تشکر کنید

hiring wordsmiths

استخدام نویسندگان

wordsmiths excel

نویسندگان موفق هستند

جملات نمونه

the marketing team sought out wordsmiths to craft compelling ad copy.

گروه بازاریابی به دنبال افراد ماهر در کلمات برای تهیه متن تبلیغاتی جذاب بود.

experienced wordsmiths are crucial for effective brand storytelling.

افراد ماهر در کلمات باتجربه برای داستان‌سرایی برند موثر بسیار مهم هستند.

he was a renowned wordsmith, celebrated for his lyrical prose.

او یک فرد ماهر در کلمات مشهور بود که به خاطر نثر شاعرانه‌اش مورد تحسین قرار می‌گرفت.

the editor admired the wordsmith's ability to find the perfect phrase.

ویراستار توانایی وی در یافتن عبارت کامل را تحسین کرد.

we hired wordsmiths to refine our website content and improve seo.

ما افراد ماهر در کلمات را استخدام کردیم تا محتوای وب سایت خود را بهبود بخشیم و سئوی خود را ارتقا دهیم.

the speechwriter was a skilled wordsmith, crafting powerful speeches for the politician.

نویسنده سخنرانی یک فرد ماهر در کلمات بود و سخنرانی‌های قدرتمندی برای سیاستمدار می‌ساخت.

young writers often aspire to become wordsmiths, mastering the art of language.

نویسندگان جوان اغلب آرزو دارند که به افراد ماهر در کلمات تبدیل شوند و هنر زبان را به تسلط برسانند.

the novelist was a true wordsmith, weaving intricate tales with evocative language.

رمان‌نویس یک فرد ماهر در کلمات واقعی بود و داستان‌های پیچیده‌ای را با زبانی جذاب می‌بافت.

the company valued wordsmiths who could translate complex ideas into simple terms.

شرکت از افرادی ماهر در کلمات که می‌توانستند ایده‌های پیچیده را به زبان ساده تبدیل کنند، قدردانی می‌کرد.

a talented wordsmith can elevate even mundane topics with their writing.

یک فرد ماهر در کلمات می‌تواند حتی موضوعات پیش پا افتاده را با نوشتن خود ارتقا دهد.

the advertising agency employed several wordsmiths to work on the new campaign.

آژانس تبلیغاتی چندین فرد ماهر در کلمات را برای کار بر روی کمپین جدید استخدام کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید