workmates

[ایالات متحده]/wɜːkmeɪts/
[بریتانیا]/wɜrkmeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که با هم کار می‌کنند؛ همکاران؛ هم‌کارها

عبارات و ترکیب‌ها

my workmates

همکاران من

friendly workmates

همکاران دوستانه

workmates support

حمایت همکاران

workmates collaboration

همکاری همکاران

workmates team

تیم همکاران

workmates bonding

پیوند همکاران

workmates lunch

ناهار همکاران

workmates gathering

گرد همایی همکاران

workmates feedback

بازخورد همکاران

workmates relationship

رابطه همکاران

جملات نمونه

my workmates are always supportive during challenging projects.

همکاران من همیشه در طول پروژه‌های چالش‌برانگیز از من حمایت می‌کنند.

we often have lunch together with our workmates.

ما اغلب با همکارانمان ناهار می‌خوریم.

it's important to build good relationships with your workmates.

ایجاد روابط خوب با همکاران مهم است.

my workmates and i are planning a team outing next month.

همکاران من و من در ماه آینده در حال برنامه‌ریزی برای یک گردش تیمی هستیم.

we often share ideas and feedback with our workmates.

ما اغلب ایده‌ها و بازخورد خود را با همکارانمان به اشتراک می‌گذاریم.

my workmates helped me prepare for the presentation.

همکاران من به من کمک کردند تا برای ارائه آماده شوم.

every friday, we have a casual meeting with our workmates.

هر جمعه، ما یک جلسه غیررسمی با همکارانمان داریم.

it's great to celebrate achievements with my workmates.

جشن گرفتن دستاوردها با همکارانم عالی است.

my workmates often share their experiences and tips.

همکاران من اغلب تجربیات و نکات خود را به اشتراک می‌گذارند.

we collaborate effectively with our workmates on projects.

ما به طور موثر با همکارانمان در پروژه‌ها همکاری می‌کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید