wrestles

[ایالات متحده]/ˈrɛsəlz/
[بریتانیا]/ˈrɛsəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با کسی درگیر یک نبرد فیزیکی شدن؛ پیچاندن یا تحریف کردن؛ کشتی گرفتن یا جنگیدن؛ در کشتی‌گیری شرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

wrestles with

با دست و پنجه نرم می‌کند با

wrestles fear

با ترس دست و پنجه نرم می‌کند

wrestles doubt

با تردید دست و پنجه نرم می‌کند

wrestles issues

با مشکلات دست و پنجه نرم می‌کند

wrestles pain

با درد دست و پنجه نرم می‌کند

wrestles thoughts

با افکار دست و پنجه نرم می‌کند

wrestles challenges

با چالش‌ها دست و پنجه نرم می‌کند

wrestles emotions

با احساسات دست و پنجه نرم می‌کند

wrestles life

با زندگی دست و پنجه نرم می‌کند

wrestles change

با تغییرات دست و پنجه نرم می‌کند

جملات نمونه

he wrestles with his thoughts every night.

او هر شب با افکار خود دست و پنجه نرم می‌کند.

she wrestles for the championship title.

او برای کسب عنوان قهرمانی کشتی می‌گیرد.

the child wrestles with his emotions.

کودک با احساسات خود دست و پنجه نرم می‌کند.

they wrestle on the mat during practice.

آنها در طول تمرین روی تشک کشتی می‌گیرند.

he wrestles with the decision to move.

او با تصمیم برای نقل مکان دست و پنجه نرم می‌کند.

the dog wrestles with the toy.

سگ با اسباب‌بازی دست و پنجه نرم می‌کند.

she wrestles with the complexities of the project.

او با پیچیدگی‌های پروژه دست و پنجه نرم می‌کند.

he wrestles to maintain his balance.

او برای حفظ تعادل خود کشتی می‌گیرد.

the athlete wrestles against his toughest opponent.

ورزشکار با قدرتمندترین حریف خود کشتی می‌گیرد.

they wrestle with their fears before the performance.

آنها قبل از اجرا با ترس‌های خود دست و پنجه نرم می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید