tussles

[ایالات متحده]/ˈtʌsəlz/
[بریتانیا]/ˈtʌsəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. درگیری ها یا جنگ ها

عبارات و ترکیب‌ها

tussles ahead

درگیری‌های پیش رو

tussles ensue

درگیری‌ها رخ می‌دهند

tussles arise

درگیری‌ها ایجاد می‌شوند

tussles begin

درگیری‌ها آغاز می‌شوند

tussles intensify

درگیری‌ها تشدید می‌شوند

tussles continue

درگیری‌ها ادامه می‌یابند

tussles persist

درگیری‌ها همچنان ادامه دارند

tussles break out

درگیری‌ها در می‌گیرند

tussles unfold

درگیری‌ها آشکار می‌شوند

tussles resolve

درگیری‌ها حل می‌شوند

جملات نمونه

the children had playful tussles in the backyard.

کودکان در حیاط پشتی بازی‌های مفرحانه ای داشتند.

during the game, the players engaged in some friendly tussles.

در طول بازی، بازیکنان درگیر چند جدال دوستانه بودند.

the two dogs had a few tussles over the toy.

سگ‌های دوتا در مورد اسباب‌بازی چند بار با هم گلاویز شدند.

his tussles with authority often got him into trouble.

درگیری‌های او با اقتدار اغلب او را در دردسر می‌انداخت.

they had some minor tussles during their debate.

آنها در طول بحث خود چند جدال جزئی داشتند.

the siblings often had tussles over the remote control.

خواهر و برادرها اغلب در مورد کنترل از راه دور با هم گلاویز می‌شدند.

after a few tussles, they finally reached an agreement.

پس از چند جدال، آنها سرانجام به توافق رسیدند.

the tussles in the ring drew a large crowd.

درگیری‌های داخل رینگ جمعیت زیادی را به خود جذب کرد.

his tussles with self-doubt hindered his progress.

درگیری‌های او با تردید به نفس پیشرفت او را مختل کرد.

they had a few tussles about their differing opinions.

آنها در مورد نظرات متفاوتمان خود چند بار با هم گلاویز شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید