tussles ahead
درگیریهای پیش رو
tussles ensue
درگیریها رخ میدهند
tussles arise
درگیریها ایجاد میشوند
tussles begin
درگیریها آغاز میشوند
tussles intensify
درگیریها تشدید میشوند
tussles continue
درگیریها ادامه مییابند
tussles persist
درگیریها همچنان ادامه دارند
tussles break out
درگیریها در میگیرند
tussles unfold
درگیریها آشکار میشوند
tussles resolve
درگیریها حل میشوند
the children had playful tussles in the backyard.
کودکان در حیاط پشتی بازیهای مفرحانه ای داشتند.
during the game, the players engaged in some friendly tussles.
در طول بازی، بازیکنان درگیر چند جدال دوستانه بودند.
the two dogs had a few tussles over the toy.
سگهای دوتا در مورد اسباببازی چند بار با هم گلاویز شدند.
his tussles with authority often got him into trouble.
درگیریهای او با اقتدار اغلب او را در دردسر میانداخت.
they had some minor tussles during their debate.
آنها در طول بحث خود چند جدال جزئی داشتند.
the siblings often had tussles over the remote control.
خواهر و برادرها اغلب در مورد کنترل از راه دور با هم گلاویز میشدند.
after a few tussles, they finally reached an agreement.
پس از چند جدال، آنها سرانجام به توافق رسیدند.
the tussles in the ring drew a large crowd.
درگیریهای داخل رینگ جمعیت زیادی را به خود جذب کرد.
his tussles with self-doubt hindered his progress.
درگیریهای او با تردید به نفس پیشرفت او را مختل کرد.
they had a few tussles about their differing opinions.
آنها در مورد نظرات متفاوتمان خود چند بار با هم گلاویز شدند.
tussles ahead
درگیریهای پیش رو
tussles ensue
درگیریها رخ میدهند
tussles arise
درگیریها ایجاد میشوند
tussles begin
درگیریها آغاز میشوند
tussles intensify
درگیریها تشدید میشوند
tussles continue
درگیریها ادامه مییابند
tussles persist
درگیریها همچنان ادامه دارند
tussles break out
درگیریها در میگیرند
tussles unfold
درگیریها آشکار میشوند
tussles resolve
درگیریها حل میشوند
the children had playful tussles in the backyard.
کودکان در حیاط پشتی بازیهای مفرحانه ای داشتند.
during the game, the players engaged in some friendly tussles.
در طول بازی، بازیکنان درگیر چند جدال دوستانه بودند.
the two dogs had a few tussles over the toy.
سگهای دوتا در مورد اسباببازی چند بار با هم گلاویز شدند.
his tussles with authority often got him into trouble.
درگیریهای او با اقتدار اغلب او را در دردسر میانداخت.
they had some minor tussles during their debate.
آنها در طول بحث خود چند جدال جزئی داشتند.
the siblings often had tussles over the remote control.
خواهر و برادرها اغلب در مورد کنترل از راه دور با هم گلاویز میشدند.
after a few tussles, they finally reached an agreement.
پس از چند جدال، آنها سرانجام به توافق رسیدند.
the tussles in the ring drew a large crowd.
درگیریهای داخل رینگ جمعیت زیادی را به خود جذب کرد.
his tussles with self-doubt hindered his progress.
درگیریهای او با تردید به نفس پیشرفت او را مختل کرد.
they had a few tussles about their differing opinions.
آنها در مورد نظرات متفاوتمان خود چند بار با هم گلاویز شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید