wrinkler

[ایالات متحده]/'rɪŋklə/
[بریتانیا]/'rɪŋklər/

ترجمه

n. چین یا تا; چین و چروک‌های روی سطح پوست; دشواری‌ها یا موانع; یک ترفند یا ایده هوشمند; دستگاه نوآورانه; مادر یک معشوق (اصطلاح عامیانه در آمریکا); سبک یا روند مد; یک ایده یا ترفند مفید
v. چین‌دار کردن; ایجاد چین و چروک

عبارات و ترکیب‌ها

skin wrinkler

صاف کننده پوست

wrinkler cream

کرم ضد چروک

wrinkler treatment

درمان ضد چروک

wrinkler remover

حذف کننده چروک

wrinkler solution

راه حل ضد چروک

wrinkler serum

سرم ضد چروک

wrinkler patch

ژل ضد چروک

wrinkler device

دستگاه ضد چروک

wrinkler formula

فرمول ضد چروک

wrinkler gel

ژل ضد چروک

جملات نمونه

the wrinkler in her dress made her look older than she was.

چین و چروک لباس باعث شد او از آنچه بود پیرتر به نظر برسد.

he used a special tool to become a professional wrinkler.

او برای تبدیل شدن به یک متخصص در ایجاد چین و چروک از یک ابزار خاص استفاده کرد.

the wrinkler effect added character to the fabric.

اثر ایجاد چین و چروک شخصیتی به پارچه بخشید.

she learned how to be a wrinkler from her grandmother.

او یاد گرفت که چگونه از مادربزرگش چین و چروک ایجاد کند.

the wrinkler technique is popular in fashion design.

تکنیک ایجاد چین و چروک در طراحی مد محبوب است.

he admired the artistry of the wrinkler's work.

او هنر و خلاقیت کار ایجاد کننده چین و چروک را تحسین کرد.

the wrinkler added depth to the painting.

ایجاد چین و چروک عمق را به نقاشی اضافه کرد.

using a wrinkler can create unique textures in art.

استفاده از تکنیک ایجاد چین و چروک می تواند بافت های منحصر به فردی در هنر ایجاد کند.

she decided to become a wrinkler after her first class.

او تصمیم گرفت بعد از اولین کلاسش ایجاد کننده چین و چروک شود.

the wrinkler style is often seen in vintage clothing.

سبک ایجاد چین و چروک اغلب در لباس های قدیمی دیده می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید