skin wrinkler
صاف کننده پوست
wrinkler cream
کرم ضد چروک
wrinkler treatment
درمان ضد چروک
wrinkler remover
حذف کننده چروک
wrinkler solution
راه حل ضد چروک
wrinkler serum
سرم ضد چروک
wrinkler patch
ژل ضد چروک
wrinkler device
دستگاه ضد چروک
wrinkler formula
فرمول ضد چروک
wrinkler gel
ژل ضد چروک
the wrinkler in her dress made her look older than she was.
چین و چروک لباس باعث شد او از آنچه بود پیرتر به نظر برسد.
he used a special tool to become a professional wrinkler.
او برای تبدیل شدن به یک متخصص در ایجاد چین و چروک از یک ابزار خاص استفاده کرد.
the wrinkler effect added character to the fabric.
اثر ایجاد چین و چروک شخصیتی به پارچه بخشید.
she learned how to be a wrinkler from her grandmother.
او یاد گرفت که چگونه از مادربزرگش چین و چروک ایجاد کند.
the wrinkler technique is popular in fashion design.
تکنیک ایجاد چین و چروک در طراحی مد محبوب است.
he admired the artistry of the wrinkler's work.
او هنر و خلاقیت کار ایجاد کننده چین و چروک را تحسین کرد.
the wrinkler added depth to the painting.
ایجاد چین و چروک عمق را به نقاشی اضافه کرد.
using a wrinkler can create unique textures in art.
استفاده از تکنیک ایجاد چین و چروک می تواند بافت های منحصر به فردی در هنر ایجاد کند.
she decided to become a wrinkler after her first class.
او تصمیم گرفت بعد از اولین کلاسش ایجاد کننده چین و چروک شود.
the wrinkler style is often seen in vintage clothing.
سبک ایجاد چین و چروک اغلب در لباس های قدیمی دیده می شود.
skin wrinkler
صاف کننده پوست
wrinkler cream
کرم ضد چروک
wrinkler treatment
درمان ضد چروک
wrinkler remover
حذف کننده چروک
wrinkler solution
راه حل ضد چروک
wrinkler serum
سرم ضد چروک
wrinkler patch
ژل ضد چروک
wrinkler device
دستگاه ضد چروک
wrinkler formula
فرمول ضد چروک
wrinkler gel
ژل ضد چروک
the wrinkler in her dress made her look older than she was.
چین و چروک لباس باعث شد او از آنچه بود پیرتر به نظر برسد.
he used a special tool to become a professional wrinkler.
او برای تبدیل شدن به یک متخصص در ایجاد چین و چروک از یک ابزار خاص استفاده کرد.
the wrinkler effect added character to the fabric.
اثر ایجاد چین و چروک شخصیتی به پارچه بخشید.
she learned how to be a wrinkler from her grandmother.
او یاد گرفت که چگونه از مادربزرگش چین و چروک ایجاد کند.
the wrinkler technique is popular in fashion design.
تکنیک ایجاد چین و چروک در طراحی مد محبوب است.
he admired the artistry of the wrinkler's work.
او هنر و خلاقیت کار ایجاد کننده چین و چروک را تحسین کرد.
the wrinkler added depth to the painting.
ایجاد چین و چروک عمق را به نقاشی اضافه کرد.
using a wrinkler can create unique textures in art.
استفاده از تکنیک ایجاد چین و چروک می تواند بافت های منحصر به فردی در هنر ایجاد کند.
she decided to become a wrinkler after her first class.
او تصمیم گرفت بعد از اولین کلاسش ایجاد کننده چین و چروک شود.
the wrinkler style is often seen in vintage clothing.
سبک ایجاد چین و چروک اغلب در لباس های قدیمی دیده می شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید