wristbands for sale
کمربند دستی به فروش
wearing wristbands
پوشیدن کمربند دستی
wristbands online
کمربند دستی آنلاین
new wristbands
کمربند دستی جدید
wristbands and bracelets
کمربند دستی و دستبند
custom wristbands
کمربند دستی سفارشی
sport wristbands
کمربند دستی ورزشی
wristbands design
طراحی کمربند دستی
bought wristbands
کمربند دستی خریداری شده
colorful wristbands
کمربند دستی رنگارنگ
she wore colorful wristbands to match her outfit.
او کمربندهای رنگی را به منظور تطابق با پوشاک خود پوشید.
the fitness tracker displayed his heart rate on the wristband.
دستگاه دنبالکننده سلامتی نرخ قلب او را روی کمربند نشان داد.
he adjusted his wristband to ensure a comfortable fit.
او کمربند خود را تنظیم کرد تا یک تناسب مناسب داشته باشد.
wristbands are a popular accessory for summer festivals.
کمربندها یک لوازمآرایشی محبوب برای جشنهای تابستانی هستند.
the band’s logo was printed on the wristbands they sold.
لوگوی گروه روی کمربندهایی که فروختند چاپ شد.
she purchased silicone wristbands for their durability.
او کمربندهای سیلیکونی را به دلیل مقاومت آنها خرید.
he secured the wristband tightly around his wrist.
او کمربند را به طور محکمی حول کفدست خود محکم کرد.
the children exchanged friendship wristbands at camp.
کودکان در اردو کمربندهای دوستی را با یکدیگر تبادل کردند.
wristbands with qr codes provided event access.
کمربندهایی با کد QR به دسترسی رویداد کمک کردند.
she designed custom wristbands for her team.
او کمربندهای سفارشی برای تیم خود طراحی کرد.
he lost one of his wristbands at the concert.
او یکی از کمربندهای خود در کنسرت از دست داد.
the charity sold wristbands to raise funds.
سازمان خیریه کمربندها را به منظور جمعآوری پول فروخت.
wristbands for sale
کمربند دستی به فروش
wearing wristbands
پوشیدن کمربند دستی
wristbands online
کمربند دستی آنلاین
new wristbands
کمربند دستی جدید
wristbands and bracelets
کمربند دستی و دستبند
custom wristbands
کمربند دستی سفارشی
sport wristbands
کمربند دستی ورزشی
wristbands design
طراحی کمربند دستی
bought wristbands
کمربند دستی خریداری شده
colorful wristbands
کمربند دستی رنگارنگ
she wore colorful wristbands to match her outfit.
او کمربندهای رنگی را به منظور تطابق با پوشاک خود پوشید.
the fitness tracker displayed his heart rate on the wristband.
دستگاه دنبالکننده سلامتی نرخ قلب او را روی کمربند نشان داد.
he adjusted his wristband to ensure a comfortable fit.
او کمربند خود را تنظیم کرد تا یک تناسب مناسب داشته باشد.
wristbands are a popular accessory for summer festivals.
کمربندها یک لوازمآرایشی محبوب برای جشنهای تابستانی هستند.
the band’s logo was printed on the wristbands they sold.
لوگوی گروه روی کمربندهایی که فروختند چاپ شد.
she purchased silicone wristbands for their durability.
او کمربندهای سیلیکونی را به دلیل مقاومت آنها خرید.
he secured the wristband tightly around his wrist.
او کمربند را به طور محکمی حول کفدست خود محکم کرد.
the children exchanged friendship wristbands at camp.
کودکان در اردو کمربندهای دوستی را با یکدیگر تبادل کردند.
wristbands with qr codes provided event access.
کمربندهایی با کد QR به دسترسی رویداد کمک کردند.
she designed custom wristbands for her team.
او کمربندهای سفارشی برای تیم خود طراحی کرد.
he lost one of his wristbands at the concert.
او یکی از کمربندهای خود در کنسرت از دست داد.
the charity sold wristbands to raise funds.
سازمان خیریه کمربندها را به منظور جمعآوری پول فروخت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید