wristwatch

[ایالات متحده]/'rɪs(t)wɒtʃ/
[بریتانیا]/'rɪstwɔtʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساعت مچی که بر روی مچ دست پوشیده می‌شود
Word Forms

جملات نمونه

a gold wristwatch in a presentation case

یک ساعت مچی طلایی در یک جعبه ارائه

It was so quiet I could hear my wristwatch ticking away.

خیلی ساکت بود که صدای ساعت مچی‌ام را می‌شنیدم.

Exceptional very high-quality wristwatch with case featuring a coverlid that opens to reveal the movement in action.

ساعت مچی بسیار باکیفیت استثنایی با قاب دارای دریچه‌ای که با باز شدن آن، حرکت در حال اجرا نمایان می‌شود.

He has a very expensive wristwatch and he misses no opportunity to show it off.

او یک ساعت مچی بسیار گران‌قیمت دارد و از هیچ فرصتی برای به نمایش گذاشتن آن استفاده نمی‌کند.

He checked the time on his wristwatch.

او زمان را روی ساعت مچی خود بررسی کرد.

She wears a stylish wristwatch every day.

او هر روز یک ساعت مچی شیک می‌پوشد.

The wristwatch stopped working suddenly.

ساعت مچی به طور ناگهانی از کار افتاد.

I need to adjust the strap on my wristwatch.

من باید بند ساعت مچی خود را تنظیم کنم.

He received a new wristwatch as a birthday gift.

او یک ساعت مچی جدید را به عنوان هدیه تولد دریافت کرد.

She prefers digital wristwatches over analog ones.

او ساعت‌های مچی دیجیتال را بر ساعت‌های آنالوگ ترجیح می‌دهد.

The wristwatch has a built-in alarm function.

ساعت مچی دارای یک عملکرد زنگ هشدار داخلی است.

I forgot to wind up my wristwatch yesterday.

من دیروز فراموش کردم ساعت مچی‌ام را بکشم.

The wristwatch has a scratch on the glass face.

ساعت مچی خراشی روی سطح شیشه‌ای دارد.

He always wears his grandfather's antique wristwatch.

او همیشه ساعت مچی قدیمی پدربزرگ خود را می‌پوشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید