yanking

[ایالات متحده]/jæŋkɪŋ/
[بریتانیا]/jæŋkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را ناگهان و با شدت کشیدن؛ با کسی شوخی کردن یا دست انداختن

عبارات و ترکیب‌ها

yanking rope

کشیدن طناب

yanking chain

کشیدن زنجیر

yanking door

کشیدن در

yanking handle

کشیدن دسته

yanking lever

کشیدن اهرم

yanking cable

کشیدن کابل

yanking wire

کشیدن سیم

yanking arm

کشیدن بازو

yanking lid

کشیدن درب

yanking bag

کشیدن کیف

جملات نمونه

he was yanking on the door handle, trying to get it open.

او در حال کشیدن دستگیره در بود، سعی می کرد آن را باز کند.

she was yanking the rope to pull the heavy load.

او طناب را می کشید تا بار سنگین را بکشد.

the child was yanking at his mother's sleeve to get her attention.

کودک آستین مادرش را می کشید تا توجه او را جلب کند.

after yanking the weeds out, the garden looked much better.

پس از بیرون کشیدن علف ها، باغ بسیار بهتر به نظر می رسید.

he kept yanking the chain, trying to fix the broken bike.

او مدام زنجیر را می کشید، سعی می کرد دوچرخه شکسته را تعمیر کند.

she was yanking her hair back into a ponytail.

او داشت موهایش را دوباره به یک دم اسبی می کشید.

the mechanic was yanking the engine out of the car.

مکانیک داشت موتور را از ماشین بیرون می کشید.

yanking the blanket off, he got out of bed.

او پتو را بیرون کشید و از رختخواب بیرون رفت.

she was yanking the curtain open to let in the sunlight.

او پرده را باز کرد تا نور خورشید وارد شود.

he was yanking the leash to get the dog to follow him.

او بند قلاده را می کشید تا سگ او را دنبال کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید