yarns

[ایالات متحده]/jɑːnz/
[بریتانیا]/jɑrnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نخ های بافته یا بافندگی؛ داستان ها یا افسانه ها، اغلب خیالی یا اغراق آمیز
v. فرم سوم شخص مفرد از yarn؛ به دور هم پیچیدن یا تاب دادن نخ

عبارات و ترکیب‌ها

spinning yarns

گرفتن کارهایی

tales and yarns

داستان‌ها و افسانه‌ها

yarns of adventure

افسانه‌های ماجراجویی

colorful yarns

افسانه‌های رنگارنگ

yarns of truth

افسانه‌های حقیقت

weaving yarns

بافتیدن افسانه‌ها

yarns of fiction

افسانه‌های تخیلی

tall yarns

افسانه‌های بزرگ

yarns of history

افسانه‌های تاریخی

yarns to tell

افسانه‌هایی برای گفتن

جملات نمونه

she loves to tell yarns about her travels.

او عاشق تعریف داستان‌هایی درباره سفر‌هایش است.

the children enjoyed listening to the old man's yarns.

کودکان از گوش دادن به داستان‌های پیرمرد لذت بردند.

he spun some yarns to entertain his friends.

او برای سرگرم کردن دوستانش داستان‌هایی بافت.

yarns of adventure filled the pages of the book.

داستان‌های ماجراجویی صفحات کتاب را پر کرده بود.

grandpa's yarns always had a moral lesson.

داستان‌های پدربزرگ همیشه یک درس اخلاقی داشتند.

they gathered around the fire to share their yarns.

آنها دور آتش جمع شدند تا داستان‌های خود را به اشتراک بگذارند.

her yarns about the past were captivating.

داستان‌های او در مورد گذشته بسیار جذاب بودند.

he often embellishes his yarns for effect.

او اغلب برای تاثیر داستان‌های خود را اغراق می‌کند.

yarns of friendship and loyalty are timeless.

داستان‌های دوستی و وفاداری جاودانه هستند.

the festival featured local yarns and folklore.

جشنواره شامل داستان‌های محلی و فولکلور بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید