younger generation
نسل جوانتر
younger sibling
خواهر یا برادر کوچکتر
young at heart
جواندل
look younger
جوانتر به نظر برسید
feeling younger
احساس جوانتر بودن
stay forever young
همیشه جوان بمانید
younger brother
برادر کوچکتر
younger sister
خواهر کوچکتر
a pesky younger brother.
یک برادر کوچکتر آزاردهنده
The younger folks were in rapture.
جوانان در خلسه بودند.
he was younger than her.
او از او جوانتر بود.
They belonged to a younger genration.
آنها متعلق به یک نسل جوان تر بودند.
The school captain was a god to the younger boys.
مدیر مدرسه برای پسران جوان مثل خدا بود.
My younger brother is fifteen.
برادر کوچکتر من پانزده ساله است.
she was committing adultery with a much younger man.
او با مردی بسیار جوانتر، مرتکب خیانت زنا شد.
the bias towards younger people in recruitment.
تمایل به استخدام افراد جوانتر
the book is directed at the younger reader.
کتاب برای خواننده جوانتر نوشته شده است.
the years of stagnation did a lot of harm to the younger generation.
سال های رکود آسیب زیادی به نسل جوان وارد کرد.
some of the younger men jeered at him.
برخی از جوانان او را با تمسخر و ایراد مواجه کردند.
younger actresses with more malleable identities.
بازیگران زن جوانتر با هویتهای انعطافپذیرتر.
he is a policy wonk in tune with a younger generation of voters.
او یک کارشناس سیاست است که با یک نسل جوانتر از رای دهندگان همخوانی دارد.
The old man seems to be getting younger and younger.
به نظر می رسد مرد پیر روز به روز جوان تر می شود.
Women like to be thought younger than they are.
زنان دوست دارند فکر شود که از آنچه هستند جوانتر هستند.
She looks much younger than she is.
او خیلی جوان تر از آنچه هست به نظر می رسد.
Bill is no match for his younger brother at chess.
بیل در شطرنج رقیب برادر جوان ترش نیست.
younger generation
نسل جوانتر
younger sibling
خواهر یا برادر کوچکتر
young at heart
جواندل
look younger
جوانتر به نظر برسید
feeling younger
احساس جوانتر بودن
stay forever young
همیشه جوان بمانید
younger brother
برادر کوچکتر
younger sister
خواهر کوچکتر
a pesky younger brother.
یک برادر کوچکتر آزاردهنده
The younger folks were in rapture.
جوانان در خلسه بودند.
he was younger than her.
او از او جوانتر بود.
They belonged to a younger genration.
آنها متعلق به یک نسل جوان تر بودند.
The school captain was a god to the younger boys.
مدیر مدرسه برای پسران جوان مثل خدا بود.
My younger brother is fifteen.
برادر کوچکتر من پانزده ساله است.
she was committing adultery with a much younger man.
او با مردی بسیار جوانتر، مرتکب خیانت زنا شد.
the bias towards younger people in recruitment.
تمایل به استخدام افراد جوانتر
the book is directed at the younger reader.
کتاب برای خواننده جوانتر نوشته شده است.
the years of stagnation did a lot of harm to the younger generation.
سال های رکود آسیب زیادی به نسل جوان وارد کرد.
some of the younger men jeered at him.
برخی از جوانان او را با تمسخر و ایراد مواجه کردند.
younger actresses with more malleable identities.
بازیگران زن جوانتر با هویتهای انعطافپذیرتر.
he is a policy wonk in tune with a younger generation of voters.
او یک کارشناس سیاست است که با یک نسل جوانتر از رای دهندگان همخوانی دارد.
The old man seems to be getting younger and younger.
به نظر می رسد مرد پیر روز به روز جوان تر می شود.
Women like to be thought younger than they are.
زنان دوست دارند فکر شود که از آنچه هستند جوانتر هستند.
She looks much younger than she is.
او خیلی جوان تر از آنچه هست به نظر می رسد.
Bill is no match for his younger brother at chess.
بیل در شطرنج رقیب برادر جوان ترش نیست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید