antarctical

[ایالات متحده]/ænˈtɑːktɪkəl/
[بریتانیا]/ænˈtɑːrktɪkəl/

ترجمه

adj.adversarial; involving opposition or conflict (net usage)
adj. خصمانه؛ شامل مخالفت یا درگیری (مصرف شبکه)

عبارات و ترکیب‌ها

antarctical winds

بادهای قطب جنوب

antarctical ice

یخ قطب جنوب

antarctical waters

آب‌های قطب جنوب

antarctical expedition

اکسپدیشن قطب جنوب

antarctical research

تحقیقات قطب جنوب

antarctical station

ایستگاه قطب جنوب

antarctical wildlife

جانوران قطب جنوب

antarctical journey

سفر به قطب جنوب

antarctical climate

آب و هوای قطب جنوب

antarcticals observed

مشاهدات قطب جنوب

جملات نمونه

scientists launched an antarctical expedition to study ice cores and ancient climate patterns.

دانشمندان یک экспедиیشن قطبی به منظور مطالعه هسته‌های یخی و الگوهای آب و هوای باستانی به راه انداختند.

an antarctical research station operates year-round despite extreme cold and isolation.

یک ایستگاه تحقیقاتی قطبی با وجود سرمای شدید و انزوا، در طول سال فعالیت می‌کند.

satellite images revealed rapid changes across the antarctical ice sheet this decade.

تصاویر ماهواره‌ای نشان دادند که در این دهه تغییرات سریع در سراسر صفحه یخی قطب جنوب رخ داده است.

the team followed strict protocols to protect antarctical wildlife from human disturbance.

تیم، پروتکل‌های سختگیرانه‌ای را برای محافظت از حیات وحش قطبی در برابر اختلالات انسانی دنبال کرد.

engineers tested gear designed for antarctical conditions, including high winds and blowing snow.

مهندسان تجهیزاتی را که برای شرایط قطبی طراحی شده بود، آزمایش کردند، از جمله بادهای شدید و برف وزدگان.

researchers tracked antarctical sea ice extent to understand seasonal shifts in ocean circulation.

محققان وسعت یخ‌های دریایی قطبی را ردیابی کردند تا تغییرات فصلی در گردش اقیانوس را درک کنند.

a documentary highlighted antarctical storms that can ground flights for days.

یک مستند طوفان‌های قطبی را برجسته کرد که می‌توانند پروازها را برای چند روز به زمین گیر کنند.

the vessel entered antarctical waters after passing the roughest swells of the southern ocean.

کشتی پس از عبور از ناهمواری‌های شدید اقیانوس جنوبی وارد آب‌های قطبی شد.

conservationists worry that antarctical ecosystems are vulnerable to warming and invasive species.

فعالان محیط زیست نگرانند که اکوسیستم‌های قطبی در برابر گرمایش و گونه‌های مهاجم آسیب پذیر هستند.

the pilot practiced landings on antarctical runways carved from compacted snow.

خلبان فرودهای خود را روی باند فرودگاه‌های قطبی که از برف فشرده شده ساخته شده بود، تمرین کرد.

a sudden antarctical blizzard forced the survey crew to shelter in their tents.

یک طوفان برف قطبی ناگهانی باعث شد که گروه نظرسنجی در چادرهای خود پناه بگیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید