bradykinesia

[ایالات متحده]/bræˈdɪˌkiːniə/
[بریتانیا]/brad-i-kī-nee-ə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کندی حرکت؛ دشواری در شروع یا اجرای حرکات.

عبارات و ترکیب‌ها

bradykinesia symptoms

علائم کندی حرکت

slow bradykinesia

کندي حرکت آهسته

bradykinesia treatment

درمان کندی حرکت

cause bradykinesia

علت کندی حرکت

bradykinesia effects

اثرات کندی حرکت

manage bradykinesia

مدیریت کندی حرکت

assess bradykinesia

ارزیابی کندی حرکت

bradykinesia test

تست کندی حرکت

جملات نمونه

bradykinesia is a common symptom of parkinson's disease.

برادیکینزی یک علامت شایع بیماری پارکینسون است.

patients with bradykinesia often experience difficulty in movement.

بیماران مبتلا به برادیکینزی اغلب در حرکت مشکل دارند.

bradykinesia can lead to a decrease in daily activities.

برادیکینزی می تواند منجر به کاهش فعالیت های روزانه شود.

doctors often assess bradykinesia during neurological examinations.

پزشکان اغلب برادیکینزی را در طول معاینات عصبی ارزیابی می کنند.

physical therapy can help improve symptoms of bradykinesia.

فیزیوتراپی می تواند به بهبود علائم برادیکینزی کمک کند.

bradykinesia can affect both fine and gross motor skills.

برادیکینزی می تواند بر هر دو مهارت حرکتی ظریف و درشت تأثیر بگذارد.

it is important to recognize bradykinesia early for effective treatment.

تشخیص زودهنگام برادیکینزی برای درمان موثر مهم است.

bradykinesia may also cause problems with balance and coordination.

برادیکینزی همچنین ممکن است باعث مشکلاتی در تعادل و هماهنگی شود.

some medications can alleviate the symptoms of bradykinesia.

برخی از داروها می توانند علائم برادیکینزی را تسکین دهند.

research is ongoing to better understand the mechanisms behind bradykinesia.

تحقیقات برای درک بهتر مکانیسم های پشت برادیکینزی در حال انجام است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید