connoisseur

[ایالات متحده]/ˌkɒnəˈsɜː(r)/
[بریتانیا]/ˌkɑːnəˈsɜːr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. متخصص، شخص با دانش
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

wine connoisseur

شرطه‌نویس شراب

art connoisseur

شرطه‌نویس هنر

coffee connoisseur

شرطه‌نویس قهوه

جملات نمونه

a connoisseur of music.

یک کارشناس موسیقی

a connoisseur of fine wines.

یک کارشناس شراب‌های خوب

a masterpiece for connoisseurs of quality.

یک شاهکار برای کارشناسان کیفیت

He is a connoisseur of antique furniture.

او یک کارشناس مبلمان عتیقه است.

connoisseurs who are plugged into the current art scene.

کارشناسانی که با صحنه هنر فعلی در ارتباط هستند.

He is the connoisseur who can discriminate between two equally fine wines.

او کارشناسی است که می‌تواند بین دو نوع شراب خوب تشخیص دهد.

Only the real connoisseur could tell the difference between these two wines.

فقط یک کارشناس واقعی می‌توانست تفاوت بین این دو شراب را تشخیص دهد.

I’m no connoisseur but I know a good champagne when I taste one.

من منتقدی نیستم، اما می دانم چه زمانی یک شامپاین خوب را می چشیدم.

His bluff exterior belied a connoisseur of antiques.

ظاهر فریبنده او، یک کارشناس آثار عتیقه را پنهان می‌کرد.

Chang Yen-yüan analyzed the steps of estheticism into two parts, the real connoisseur and the meddler.

چانگ ین-یوانان مراحل زیبایی شناسی را به دو بخش تقسیم کرد: کارشناس واقعی و دخالت کننده.

Bocaccio,Connoisseur Video,Exclusivas Floralva Distribución S.A.,Bocaccio Distribución S.A.

بوکاسیو، فیلم کارشناسان، Exclusivas Floralva Distribución S.A.، Bocaccio Distribución S.A.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید