eur

[ایالات متحده]/jʊə/
[بریتانیا]/jʊr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. اروپا؛ اروپایی
n. اروپا؛ اروپایی؛ یورو
suf. به شخصی اشاره دارد که در یک فعالیت خاص (یا اعلام شده) در امور مالی مشارکت دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

euro zone

منطقه یورو

eur usd

eur usd

eur per

یورو در هر

جملات نمونه

the price of this item is in euros.

قیمت این مورد به یورو است.

he earns his income in euros.

او درآمد خود را به یورو به دست می‌آورد.

the exchange rate between the dollar and the euro fluctuates daily.

نرخ ارز بین دلار و یورو روزانه نوسان دارد.

many european countries use the euro as their currency.

بسیاری از کشورهای اروپایی یورو را به عنوان ارز خود استفاده می‌کنند.

i need to convert dollars to euros for my trip.

من باید برای سفرم دلارها را به یورو تبدیل کنم.

the contract was signed in euros.

قرارداد به یورو امضا شد.

the cost of living in europe is often higher than in countries using other currencies, especially when measured in euros.

هزینه زندگی در اروپا اغلب بیشتر از کشورهایی است که از ارزهای دیگر استفاده می‌کنند، به خصوص زمانی که به یورو اندازه‌گیری می‌شود.

the bank will charge a fee for exchanging euros to another currency.

بانک برای تبدیل یورو به ارز دیگر هزینه ای دریافت خواهد کرد.

the value of the euro has been declining recently.

ارزش یورو اخیراً در حال کاهش بوده است.

he paid for his purchase using euros.

او خرید خود را با یورو پرداخت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید