insincere

[ایالات متحده]/ˌɪnsɪnˈsɪə(r)/
[بریتانیا]/ˌɪnsɪnˈsɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد صداقت

جملات نمونه

Insincere compliments fell from their lips.

تعارفات دروغین از لب‌هایشان سرازیر شد.

mumbled an insincere apology.

یک عذرخواهی غیرصادقانه زمزمه کرد.

she flashed him an insincere smile.

او با لبخندی غیرصادقانه به او نگاه کرد.

The characteristic is looked that resembles stockily but actually insincere, frequently quarrels with the same table of Pakistan.

ویژگی به گونه ای است که شبیه به اندام درشت است اما در واقعیت غیرصادقانه است، اغلب با همان میز پاکستان درگیر می شود.

Her mother, a pious woman, attends Mass every morning. When the term refers to insincere piety, however, it is derogatory:

مادرش، زنی با ایمان، هر روز صبح در کلیسا شرکت می‌کند. با این حال، هنگامی که این اصطلاح به ایمان ریاکارانه اشاره دارد، تحقیرآمیز است:

نمونه‌های واقعی

Periods in text can be rude or insincere.

استفاده از نقطه در متن می‌تواند بی‌ادبانه یا غیرصادقانه به نظر برسد.

منبع: Stanford Open Course: How to Communicate Effectively

What if I choose to live an insincere life?

اگر تصمیم بگیرم زندگی غیرصادقانه‌ای داشته باشم چه می‌شود؟

منبع: Tales of Imagination and Creativity

Too little eye contact and you'll appear nervous, insincere and disinterested.

کمبود تماس چشمی باعث می‌شود شما مضطرب، غیرصادقانه و بی‌تفاوت به نظر برسید.

منبع: The secret to keeping conversations from falling flat.

" Fulsome" praise can be full-throated and genuine, or cloyingly insincere.

"فولسوم" تعریف می‌تواند از صمیم قلب و واقعی باشد یا به طرز آزاردهنده‌ای غیرصادقانه.

منبع: Selected English short passages

Being too diplomatic is safer, unless it devolves into insincere platitudes.

بیش از حد دیپلماتیک بودن امن‌تر است، مگر اینکه به کلیشه‌های غیرصادقانه تبدیل شود.

منبع: The Economist - Business

I'll 'butter her up'! But isn't it a bit insincere?

من او را اغوا خواهم کرد! اما آیا کمی غیرصادقانه نیست؟

منبع: BBC Authentic English

The person who always comes late, providing an excuse and an insincere apology.

فردی که همیشه دیر می‌رسد و بهانه‌ای می‌آورد و عذرخواهی غیرصادقانه‌ای می‌کند.

منبع: Essential Reading List for Self-Improvement

" Theatre" used as an adjective can describe someone's exaggerated or insincere behaviour.

استفاده از "تئاتر" به عنوان یک صفت می‌تواند رفتار اغراق‌آمیز یا غیرصادقانه کسی را توصیف کند.

منبع: BBC Authentic English

But however insincere you may choose to be, you shall not find me so.

اما هر چقدر هم که بخواهید غیرصادق باشید، من اینگونه نخواهم بود.

منبع: Pride and Prejudice (Original Version)

And as long as he lives an insincere life, he will never truly stop procrastinating.

تا زمانی که او زندگی غیرصادقانه‌ای دارد، هرگز واقعاً دست از تعلل بر نخواهد داشت.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید