superhero

[ایالات متحده]/'suːpəhɪərəʊ/
[بریتانیا]/'supɚhɪro/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصیتی تخیلی با قدرت‌های فوق‌انسانی که برای عدالت می‌جنگد.

جملات نمونه

So I knew that Susan's superhero was a Soother.

من می‌دانستم که ابرقهرمان سوزان یک آسایش‌بخش بود.

She dressed up as a superhero for the costume party.

او برای مهمانی لباس، مانند یک ابرقهرمان لباس پوشید.

The superhero saved the city from the evil villain.

ابرقهرمان شهر را از شرور شیطانی نجات داد.

Many kids dream of becoming a superhero when they grow up.

بسیاری از کودکان رویای تبدیل شدن به یک ابرقهرمان را وقتی بزرگ شدند دارند.

Superheroes often have special powers or abilities.

ابرقهرمانان اغلب دارای قدرت‌ها یا توانایی‌های خاصی هستند.

The superhero's secret identity was finally revealed to the public.

هویت مخفی ابرقهرمان سرانجام برای عموم فاش شد.

Superheroes fight against injustice and protect the innocent.

ابرقهرمانان با بی‌عدالتی مبارزه می‌کنند و از بی‌گناهان محافظت می‌کنند.

The superhero's cape billowed in the wind as they flew through the sky.

شنل ابرقهرمان در باد به حرکت درآمد، زیرا آنها از آسمان پرواز کردند.

The superhero's archenemy was always trying to thwart their plans.

دشمن قسم خورده ابرقهرمان همیشه سعی می‌کرد نقشه‌های آنها را مختل کند.

Superheroes often have a tragic backstory that motivates them to fight for justice.

ابرقهرمانان اغلب دارای پیشینه‌ای غم‌انگیز هستند که آنها را به مبارزه برای عدالت ترغیب می‌کند.

The superhero team assembled to take down the alien invaders.

تیم ابرقهرمانان برای شکست دادن مهاجمان بیگانه گرد هم آمدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید