a.m

[ایالات متحده]/[ˌeɪ ɛm]/
[بریتانیا]/[ˌeɪ ɛm]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.ante meridiem; before noon
abbr.ante meridiem

عبارات و ترکیب‌ها

a.m. meeting

صبح

at 8 a.m.

صبح ساعت 8

a.m. shift

شیفت صبح

until a.m.

تا صبح

a.m. rush

شلوغی صبح

a.m. broadcast

پخش صبح

a.m. arrival

ورود صبح

a.m. schedule

برنامه صبح

a.m. report

گزارش صبح

a.m. service

خدمات صبح

جملات نمونه

the meeting starts at 9 a.m. sharp.

جلسات ساعت ۹ صبح به دقت شروع می‌شود.

i usually wake up around 7 a.m.

من معمولاً حدود ساعت ۷ صبح از خواب بیدار می‌شوم.

we'll have breakfast at 8 a.m. in the cafeteria.

ما ساعت ۸ صبح در کافه تریا صرف صبحانه خواهیم کرد.

the news broadcast begins at 6 a.m.

پخش اخبار ساعت ۶ صبح آغاز می‌شود.

he arrives at the office at 10 a.m.

او ساعت ۱۰ صبح به دفتر می‌رسد.

let's meet for coffee at 11 a.m.

بیایید ساعت ۱۱ صبح برای قهوه ملاقات کنیم.

the yoga class is at 7 a.m. every tuesday.

کلاس یوگا هر سه شنبه ساعت ۷ صبح برگزار می‌شود.

the bakery opens at 6 a.m.

نانسازه ساعت ۶ صبح باز می‌شود.

i need to leave by 8 a.m. to catch the train.

من باید تا ساعت ۸ صبح حرکت کنم تا قطار را بگیرم.

the gym opens at 5 a.m. for early risers.

باشگاه ورزشی ساعت ۵ صبح برای کسانی که زود بیدار می‌شوند باز می‌شود.

she prefers to exercise before 7 a.m.

او ترجیح می‌دهد قبل از ساعت ۷ صبح ورزش کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید