abbreviate

[ایالات متحده]/əˈbriːvieɪt/
[بریتانیا]/əˈbriːvieɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. کوتاه کردن، استفاده از فرم مختصر یک کلمه
n. کسی که از فرم مختصر یک کلمه استفاده می‌کند
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریabbreviating
زمان گذشتهabbreviated
قسمت سوم فعلabbreviated
شکل سوم شخص مفردabbreviates

جملات نمونه

to abbreviate the December to Dec

برای خلاصه کردن دسامبر به دک

The name Susan is often abbreviated to Sue.

نام سوزان اغلب به سوزی خلاصه می شود.

He abbreviated so much that it was hard to understand his article.

او آنقدر خلاصه کرد که درک مقاله اش سخت بود.

the business of artists and repertoire, commonly abbreviated to A & R.

تولید و بازاریابی هنرمندان، که معمولاً به A&R خلاصه می شود.

The United States of America is commonly abbreviated to U.S.A..

ایالات متحده آمریکا معمولاً به U.S.A. خلاصه می شود.

Agree the following product _ _ _ _ _ _ _ _ The exclusive attorneyship that (abbreviate as the products ) is awarded to the agency (abbreviate as the agent).

با محصولات زیر موافقت کنید _ _ _ _ _ _ _ _ وکالت انحصاری (به عنوان محصولات خلاصه می شود) به آژانس (به عنوان نماینده خلاصه می شود) اعطا می شود.

abbreviate heterocercal Tail in which the vertebral axis is prominently flexed upward, only partly invading upper lobe of caudal fin, fin fairly symmetrical externally.

دم غیرکاکردار را خلاصه کنید که در آن محور مهره به طور برجسته به سمت بالا خم شده است، فقط تا حدودی در قسمت بالایی باله دمی نفوذ می کند، باله به طور عادلانه از بیرون متقارن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید