the article is abbreviating complex terms for clarity.
مقاله در حال کوتاه کردن اصطلاحات پیچیده برای وضوح است.
they are abbreviating meeting times to save everyone's time.
آنها زمان جلسات را برای صرفهجویی در وقت همه کوتاه میکنند.
he was abbreviating his name on official documents for convenience.
او نام خود را در اسناد رسمی برای راحتی کوتاه میکرد.
the company is abbreviating its product line to focus on core offerings.
شرکت در حال کوتاه کردن خط تولید خود برای تمرکز بر خدمات اصلی است.
scientific journals often abbreviate chemical formulas for brevity.
ژورنالهای علمی اغلب فرمولهای شیمیایی را برای اختصار کوتاه میکنند.
the news headline was abbreviating a longer story for quick consumption.
تیتر اخبار در حال کوتاه کردن یک داستان طولانیتر برای مصرف سریع بود.
she's abbreviating her email address to avoid spam.
او آدرس ایمیل خود را کوتاه میکند تا از هرزنامهها جلوگیری کند.
the article is abbreviating complex terms for clarity.
مقاله در حال کوتاه کردن اصطلاحات پیچیده برای وضوح است.
they are abbreviating meeting times to save everyone's time.
آنها زمان جلسات را برای صرفهجویی در وقت همه کوتاه میکنند.
he was abbreviating his name on official documents for convenience.
او نام خود را در اسناد رسمی برای راحتی کوتاه میکرد.
the company is abbreviating its product line to focus on core offerings.
شرکت در حال کوتاه کردن خط تولید خود برای تمرکز بر خدمات اصلی است.
scientific journals often abbreviate chemical formulas for brevity.
ژورنالهای علمی اغلب فرمولهای شیمیایی را برای اختصار کوتاه میکنند.
the news headline was abbreviating a longer story for quick consumption.
تیتر اخبار در حال کوتاه کردن یک داستان طولانیتر برای مصرف سریع بود.
she's abbreviating her email address to avoid spam.
او آدرس ایمیل خود را کوتاه میکند تا از هرزنامهها جلوگیری کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید