abeyance

[ایالات متحده]/əˈbeɪəns/
[بریتانیا]/əˈbeɪəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تعلیق یا عدم فعالیت موقت؛ وضعیت نامشخص یا معلق بودن.
Word Forms
جمعabeyances

عبارات و ترکیب‌ها

in abeyance

معطل

put on abeyance

معطل کردن

جملات نمونه

The project is currently in abeyance.

پروژه در حال حاضر به حالت تعلیق درآمده است.

The decision was made to put the plan in abeyance.

تصمیم گرفته شد طرح را به حالت تعلیق درآوریم.

Legal proceedings were held in abeyance.

رسیدگی‌های قانونی به حالت تعلیق درآمدند.

The funding for the research is in abeyance.

تامین بودجه برای تحقیق در حالت تعلیق است.

The negotiations are in abeyance until further notice.

مذاکرات تا اطلاع ثانوی به حالت تعلیق هستند.

The construction of the building is in abeyance due to budget constraints.

ساختمان‌سازی به دلیل محدودیت‌های بودجه‌ای در حالت تعلیق است.

The new policy is in abeyance pending review.

سیاست جدید در انتظار بررسی به حالت تعلیق است.

The company put the expansion plans in abeyance.

شرکت طرح‌های توسعه را به حالت تعلیق درآورد.

The decision was made to keep the project in abeyance for now.

تصمیم گرفته شد پروژه را فعلاً به حالت تعلیق نگه داریم.

The proposal is in abeyance until further discussions are held.

پیشنهاد تا زمانی که بحث‌های بیشتری انجام شود، در حالت تعلیق است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید