It's abhorrent to my idea.
این موضوع برای ایده من بسیار زننده است.
Violence is abhorrent to him.
خشونت برای او غیرقابل تحمل است.
Frighting was abhorrent to him.
ترساندن برای او غیرقابل تحمل بود.
I am abhorrent of smoking.
من از سیگار کشیدن بیزارم.
racial discrimination was abhorrent to us all.
تبعیض نژادی برای همه ما غیرقابل تحمل بود.
Such a savage punishment is abhorrent to a civilized society.
چنین مجازاتی وحشیانه برای یک جامعه متمدن غیرقابل تحمل است.
The procedure is abhorrent from the principles of law.
این روش از اصول قانون بدور است.
He spoke of the abhorrent crimes that had been committed under the regime.
او درباره جنایات وحشتناکی صحبت کرد که تحت حکومت مرتکب شده بودند.
It's abhorrent to my idea.
این موضوع برای ایده من بسیار زننده است.
Violence is abhorrent to him.
خشونت برای او غیرقابل تحمل است.
Frighting was abhorrent to him.
ترساندن برای او غیرقابل تحمل بود.
I am abhorrent of smoking.
من از سیگار کشیدن بیزارم.
racial discrimination was abhorrent to us all.
تبعیض نژادی برای همه ما غیرقابل تحمل بود.
Such a savage punishment is abhorrent to a civilized society.
چنین مجازاتی وحشیانه برای یک جامعه متمدن غیرقابل تحمل است.
The procedure is abhorrent from the principles of law.
این روش از اصول قانون بدور است.
He spoke of the abhorrent crimes that had been committed under the regime.
او درباره جنایات وحشتناکی صحبت کرد که تحت حکومت مرتکب شده بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید