aboveground

[ایالات متحده]/əˈbʌvgɹaʊnd/
[بریتانیا]/əˈbʌvɡraʊnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا واقع در بالای زمین
adv. بالای زمین

عبارات و ترکیب‌ها

aboveground storage

ذخیره‌سازی زیرزمینی

aboveground pool

استخر روی زمین

aboveground structures

ساختمان‌های روی زمین

aboveground infrastructure

زیرساخت‌های روی زمین

aboveground pipeline

خط لوله روی زمین

live aboveground

زندگی روی زمین

aboveground assets

دارایی‌های روی زمین

aboveground parking

پارکینگ روی زمین

aboveground cable

کابل روی زمین

aboveground water tank

گودال آب روی زمین

جملات نمونه

the city's aboveground infrastructure is extensive and well-maintained.

زیرساخت‌های هوایی شهر گسترده و به‌خوبی نگهداری می‌شوند.

they explored the abandoned aboveground tunnels.

آنها غارهای هوایی متروکه را بررسی کردند.

the power lines run aboveground across the fields.

خطوط برق در سطح زمین در سراسر مزارع کشیده شده‌اند.

aboveground pools are popular in warm climates.

استخرهای هوایی در مناطق گرمسیر محبوب هستند.

the aboveground parking garage is crowded on weekends.

پارکینگ هوایی آخر هفته‌ها شلوغ است.

he prefers to work aboveground, rather than underground.

او ترجیح می‌دهد به جای زیرزمینی، در سطح زمین کار کند.

the aboveground level of the building houses offices and shops.

طبقه هوای ساختمان محل قرارگیری دفاتر و مغازه‌ها است.

she looked out at the bustling city from the aboveground cafe.

او به شهر پرجنب‌وجوش از کافه هوایی نگاه کرد.

the construction project included building a new aboveground walkway.

پروژه ساختمانی شامل ساخت یک گذرگاه هوای جدید بود.

many ancient civilizations built their cities with aboveground temples and monuments.

تکامل‌های باستانی بسیاری شهرهای خود را با معابد و بناهای هوایی ساختند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید