abrasions

[ایالات متحده]/ˌæbrəˈziːnz/
[بریتانیا]/ˌæbrəˈzhezns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آسیب‌های سطحی ناشی از خراشیدن یا مالیدن پوست یا بافت دیگر؛ مکان‌هایی که پوست یا بافت دیگر خراشیده یا مالیده شده‌اند؛ اصطکاک؛ مالش به هم؛ فرایند فرسایش سنگ به وسیله اصطکاک، به‌ویژه در طول زمان‌های طولانی

عبارات و ترکیب‌ها

treating abrasions properly

درمان مناسب خراش‌ها

preventing serious abrasions

جلوگیری از خراش‌های جدی

جملات نمونه

the child sustained several abrasions on his knees after falling off his bike.

کودک پس از افتادن از دوچرخه، خراش‌های متعددی روی زانوهایش داشت.

her arms were covered in minor abrasions from the gardening work.

بازوهای او به دلیل کار باغبانی با خراش‌های جزئی پوشیده شده بودند.

he cleaned and bandaged his abrasions carefully.

او با دقت خراش‌های خود را تمیز و پانسمان کرد.

the hikers treated their abrasions with antiseptic wipes.

گردشگران خراش‌های خود را با دستمال‌های ضدعفونی کننده درمان کردند.

abrasions are common injuries from falls or accidents.

خراش‌ها آسیب‌های شایع ناشی از سقوط یا تصادف هستند.

the doctor examined the abrasions on her back carefully.

پزشک با دقت خراش‌های پشت او را معاینه کرد.

he wore protective gear to prevent abrasions while working with machinery.

او برای جلوگیری از خراش‌ها در هنگام کار با ماشین‌آلات از تجهیزات محافظ استفاده کرد.

the sandpaper caused numerous small abrasions on the wood surface.

سمباده باعث ایجاد خراش‌های کوچک متعددی روی سطح چوب شد.

abrasions can sometimes lead to infections if not properly cleaned.

اگر به درستی تمیز نشوند، خراش‌ها گاهی اوقات می‌توانند منجر به عفونت شوند.

the athlete had several abrasions on his legs from the rough terrain.

ورزشکار خراش‌های متعددی روی پاهایش به دلیل زمین ناهموار داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید