grazes

[ایالات متحده]/ɡreɪzɪz/
[بریتانیا]/ɡreɪzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (از حیوانات) علف خوردن؛ سطح چیزی را خراشیدن یا شکستن؛ به آرامی در حین عبور لمس کردن
vt. به علف تغذیه کردن؛ اجازه دادن به دام‌ها که بخورند
vi. چرا کردن؛ چراگاه دادن به حیوانات

عبارات و ترکیب‌ها

grazes the surface

سطح را لمس می‌کند

grazes the grass

چمن را لمس می‌کند

grazes the skin

پوست را لمس می‌کند

grazes the ground

زمین را لمس می‌کند

grazes the air

هوا را لمس می‌کند

grazes the fence

نرده را لمس می‌کند

grazes the edge

لبه را لمس می‌کند

grazes the leaves

برگ‌ها را لمس می‌کند

grazes the rocks

سنگ‌ها را لمس می‌کند

grazes the water

آب را لمس می‌کند

جملات نمونه

the cow grazes in the green meadow.

گاو در چمنزار سبز چرا می‌کند.

the horse grazes peacefully under the tree.

اسب به آرامی زیر درخت چرا می‌کند.

the sheep grazes along the hillside.

گوسفند در امتداد دامنه تپه چرا می‌کند.

the deer grazes in the early morning light.

گوزن در نور صبح زود چرا می‌کند.

the goat grazes on the rocky terrain.

بز در زمین ناهموار چرا می‌کند.

the farmer watches as the cattle graze.

کشاورز تماشا می‌کند که گاوها چرا می‌کنند.

the buffalo grazes near the riverbank.

گاومیش در نزدیکی ساحل رودخانه چرا می‌کند.

the animals graze together in the pasture.

حیوانات در کنار هم در مراتع چرا می‌کنند.

the pony grazes happily in the field.

پونی با خوشحالی در مزرعه چرا می‌کند.

the rabbit grazes on fresh clover.

خرگوش بر روی شبدر تازه چرا می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید