abstentionism

[ایالات متحده]/ˌæbstɛnˈtʃənɪzəm/
[بریتانیا]/ˌæb.stɛnˈtʃən.ɪzəm/

ترجمه

n. سیاست خودداری از درگیر شدن در امور، به ویژه سیاست.

جملات نمونه

abstentionism is often seen as a passive form of political engagement.

واپس‌گیری اغلب به عنوان یک شکل منفعلانه از مشارکت سیاسی تلقی می‌شود.

his article explored the various causes of abstentionism in recent elections.

مقاله او به بررسی علل مختلف واپس‌گیری در انتخابات اخیر پرداخت.

the rise of abstentionism among young voters is a cause for concern.

افزایش واپس‌گیری در میان رای‌دهندگان جوان، یک نگرانی است.

addressing the root causes of abstentionism is crucial for strengthening democracy.

رسیدگی به علل ریشه‌ای واپس‌گیری برای تقویت دموکراسی بسیار مهم است.

social and economic factors can contribute to widespread abstentionism.

عوامل اجتماعی و اقتصادی می‌توانند به گسترش واپس‌گیری کمک کنند.

some argue that abstentionism is a legitimate form of political expression.

برخی استدلال می‌کنند که واپس‌گیری یک شکل مشروع از بیان سیاسی است.

researchers are studying the psychological factors behind abstentionism.

محققان در حال بررسی عوامل روانشناختی پشت پرده واپس‌گیری هستند.

political apathy can lead to increased rates of abstentionism.

بی‌تفاوتی سیاسی می‌تواند منجر به افزایش نرخ‌های واپس‌گیری شود.

efforts to increase voter turnout aim to combat abstentionism.

تلاش‌ها برای افزایش مشارکت رای‌دهندگان با هدف مقابله با واپس‌گیری است.

abstentionism can have a significant impact on the outcome of elections.

واپس‌گیری می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر نتیجه انتخابات داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید