abusers

[ایالات متحده]/[ˈæbjuːzəz]/
[بریتانیا]/[ˈæbjuzərz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که کسی یا چیزی را سوءاستفاده می‌کنند؛ فردی که به طور معمول چیزی را به طریق بد استفاده می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

abusers face consequences

کسانی که مرتکب به خشونت می‌شوند، پس از آن مجازات می‌شوند

protecting abusers

محافظت از کسانی که مرتکب به خشونت می‌شوند

identifying abusers

شناسایی کسانی که مرتکب به خشونت می‌شوند

abusers' behavior

رفتار کسانی که مرتکب به خشونت می‌شوند

holding abusers accountable

میل به مسئولیت‌پذیری کسانی که مرتکب به خشونت می‌شوند

supporting victims, not abusers

حمایت از قربانیان، نه کسانی که مرتکب به خشونت می‌شوند

past abusers

کسانی که در گذشته مرتکب به خشونت بودند

abusers' rights

حقوق کسانی که مرتکب به خشونت می‌شوند

punishing abusers

مجازات کسانی که مرتکب به خشونت می‌شوند

ex-abusers

کسانی که قبلاً مرتکب به خشونت بودند

جملات نمونه

abusers often manipulate their victims to maintain control.

کاربران زیادی که از دیگران بد استفاده می کنند، با تحریف افراد مورد حمله خود کنترل را حفظ می کنند.

support groups provide a safe space for survivors of abusers.

گروه های حمایتی فضای امنی برای افرادی که از حمله کنندگان بد نجات یافته اند فراهم می کنند.

the court issued a restraining order against the abusers.

دیوان دستور محدود کردن را علیه افرادی که از دیگران بد استفاده می کنند صادر کرد.

we need to hold abusers accountable for their actions.

ما باید افرادی که از دیگران بد استفاده می کنند، مسئول اعمال خود باشیم.

child protective services investigate reports of abusers.

خدمات حمایت از کودکان گزارشاتی که در مورد افرادی که از دیگران بد استفاده می کنند ارائه شده است، بررسی می کنند.

domestic abusers should face serious legal consequences.

افرادی که در خانواده از دیگران بد استفاده می کنند، باید با عواقب قانونی جدی مواجه شوند.

therapy can help survivors break free from abusers' cycles.

درمان می تواند به افرادی که از حمله کنندگان بد نجات یافته اند، کمک کند تا از چرخه این افراد آزاد شوند.

educating young people about abusers is crucial for prevention.

آموزش جوانان در مورد افرادی که از دیگران بد استفاده می کنند، برای پیشگیری بسیار مهم است.

the police arrested the abusers on multiple charges.

پلیس افرادی که از دیگران بد استفاده می کنند را به اتهامات متعددی دستگیر کرد.

abusers frequently isolate their victims from friends and family.

افرادی که از دیگران بد استفاده می کنند، اغلب افراد مورد حمله خود را از دوستان و خانواده دور می کنند.

it's important to believe and support victims of abusers.

در مورد افرادی که از دیگران بد استفاده می کنند، باور داشتن و حمایت از افراد مورد حمله آنها مهم است.

the system often fails to protect vulnerable individuals from abusers.

سیستم اغلب در حفاظت افراد آسیب پذیر از افرادی که از دیگران بد استفاده می کنند، شکست می خورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید