tormentors

[ایالات متحده]/tɔːˈmɛntəz/
[بریتانیا]/tɔrˈmɛntərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص یا چیزی که درد یا ناراحتی ایجاد می‌کند؛ چنگال بلند گوشتی که توسط آشپزها در کشتی‌ها استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

fearful tormentors

مُعذِّب‌های ترسناک

relentless tormentors

مُعذِّب‌های بی‌وقفه

internal tormentors

مُعذِّب‌های درونی

external tormentors

مُعذِّب‌های بیرونی

cruel tormentors

مُعذِّب‌های بی‌رحم

emotional tormentors

مُعذِّب‌های احساسی

mental tormentors

مُعذِّب‌های ذهنی

self-imposed tormentors

مُعذِّب‌های خودتحمیل‌شده

past tormentors

مُعذِّب‌های گذشته

unseen tormentors

مُعذِّب‌های نامرئی

جملات نمونه

the tormentors of the past can haunt us forever.

شکنجه‌گران گذشته می‌توانند برای همیشه ما را آزار دهند.

she faced her tormentors with courage.

او با شجاعت با شکنجه‌گران خود روبرو شد.

his tormentors made his school life unbearable.

شکنجه‌گران او زندگی مدرسه را غیرقابل تحمل کردند.

many victims of bullying remember their tormentors vividly.

بسیاری از قربانیان زورگویی به وضوح شکنجه‌گران خود را به یاد دارند.

she finally confronted her tormentors after years of suffering.

او پس از سال‌ها رنج، سرانجام با شکنجه‌گران خود روبرو شد.

tormentors often leave deep emotional scars.

شکنجه‌گران اغلب زخم‌های عمیق احساسی بر جای می‌گذارند.

he sought help to overcome the memories of his tormentors.

او برای غلبه بر خاطرات شکنجه‌گران خود به دنبال کمک بود.

in stories, tormentors usually meet their comeuppance.

در داستان‌ها، شکنجه‌گران معمولاً مجازات خود را دریافت می‌کنند.

finding strength within can help you defeat your tormentors.

پیدا کردن قدرت درونی می‌تواند به شما کمک کند تا بر شکنجه‌گران خود غلبه کنید.

many people become their own worst tormentors.

بسیاری از مردم بدترین شکنجه‌گران خود می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید