abysmal

[ایالات متحده]/əˈbɪzməl/
[بریتانیا]/əˈbɪzməl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیرقابل درک
افراطی
بسیار بد

عبارات و ترکیب‌ها

an abysmal failure

شکست فاحش

abysmal performance

عملکرد فاجعه‌بار

جملات نمونه

abysmal misery.See Synonyms at deep

بدترین رنج. برای یافتن مترادف‌ها به deep مراجعه کنید

falling from a cliff through abysmal space;

از یک صخره در فضای عمیق سقوط کردن;

The film was so abysmal that I fell asleep.

فیلم آنقدر افتضاح بود که من به خواب رفتم.

He took courses to remedy his abysmal ignorance.

او برای رفع نادانی عمیق خود در کلاس‌های آموزشی شرکت کرد.

slaves who had been dehumanized by their abysmal condition.

برده‌هایی که به دلیل شرایط وخیم خود غیرانسانی شده بودند.

The abysmal academician's acarpous writing had accomplished little in achievements to date.

نوشتار بی‌حاصل و افتضاحی یک محقق آکادمیک تا به امروز دستاوردی کمی داشته است.

Devotional Gong Mei rares in abysmal heart sea mile continuously jumpily burns, that is eternal to land An Tai be in love with!

گنگ می نادر در دریای قلب عمیق به طور مداوم و با اشتیاق می‌سوزد، این ابدی است برای سرزمین آن تای عاشق!

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید