dreadful

[ایالات متحده]/ˈdredfl/
[بریتانیا]/ˈdredfl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. باعث ترس یا رنج بزرگ; به شدت ناخوشایند

عبارات و ترکیب‌ها

dreadful mistake

اشتباه وحشتناک

جملات نمونه

there's been a dreadful accident.

یک حادثه وحشتناک رخ داده است.

you're a dreadful flirt.

شما یک اغواگر وحشتناک هستید.

a truly dreadful song.

یک آهنگ وحشتناک و حقیقتاً بد.

dreadful table manners; this dreadful heat.

ادب نامناسب در هنگام صرف غذا؛ این گرمای وحشتناک.

a dreadful sell-out of their cause

یک خیانت وحشتناک به هدف آنها

like as a ship with dreadful storm long tossed.

مانند یک کشتی که در طوفان وحشتناکی به مدت طولانی رها شده است.

There was a dreadful shindy in the pub last night.

دیشب در بار یک جشن وحشتناک وجود داشت.

I was basically a dreadful coward.

من اساساً یک ترسو وحشتناک بودم.

He told me a dreadful story.

او یک داستان وحشتناک به من گفت.

I'm afraid it's all a dreadful mistake.

می ترسم که همه اش یک اشتباه وحشتناک است.

she was a woman of uninspiring appearance and a dreadful bore to boot.

او زنی با ظاهری غیر الهام بخش و یک خسته کننده وحشتناک بود.

The peaceful sunset gentled her dreadful mood.

غروب خورشید آرام، حال و هوای وحشتناک او را ملایم کرد.

he suddenly went cold with a dreadful certainty.

او ناگهان با اطمینان وحشتناکی سرد شد.

I feel dreadful—I hate myself.

احساس وحشتناکی دارم - از خودم متنفرم.

why did you tell him such a dreadful fib?.

چرا به او چنین دروغ وحشتناکی گفتی؟.

dreadful in its literal sense, full of dread.

وحشتناک به معنای تحت اللفظی، پر از ترس.

he was seized by the most dreadful fear.

او درگیر ترس شدیدترین شد.

as a young man, he had a dreadful stammer.

در جوانی، او لکنت وحشتناکی داشت.

he smelled of carbolic soap, a dreadful turn-off.

او بوی صابون کاربولیک می‌داد، یک دورافتاده ناخوشایند.

نمونه‌های واقعی

The service was dreadful. The lobster was inedible.

خدمات بسیار افتضاح بود. خرچنگ غیرقابل خوردن بود.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

" Dreadful, dreadful, " said Ernie, shaking his head pompously.

« وحشتناک، وحشتناک، » ارنی با تکان دادن سرش با غرور گفت.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

Secrecy fosters suspicions that the contents are dreadful.

محرمانه بودن باعث ایجاد تردیدهایی می‌شود که محتواها وحشتناک هستند.

منبع: The Economist - International

667. The dreadful tread on the meadow broke the deadly deadlock.

667. گام‌های وحشتناک روی چمن، بن‌بست مرگبار را شکست.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

So builds the dreadful climax and dark denouement of this brilliant narrative.

بنابراین اوج و پایان تاریک این روایت درخشان به این شکل شکل می‌گیرد.

منبع: The Economist - Arts

Oh, God, no. The food is dreadful here.

خدای من، نه. غذا در اینجا افتضاح است.

منبع: Deadly Women

The consequences of this decision could be dreadful.

عواقب این تصمیم می‌تواند وحشتناک باشد.

منبع: Fastrack IELTS Speaking High Score Secrets

Crying something dreadful, ” he said happily.

با حالتی وحشتناک گریه می‌کرد، او با خوشحالی گفت.

منبع: Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

But he was a dreadful little man.

اما او یک مردک وحشتناک بود.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

" No! It is dreadful, I assure you" .

« نه! این افتضاح است، قول می‌دهم.

منبع: Madame Bovary (Part One)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید