an awful lot
مقدار بسیار زیاد
awful weather
آب و هوای وحشتناک
That's an awful book.
آن کتاب خیلی بده.
an awful burden; an awful risk.
یک بار سنگین وحشتناک؛ یک خطر وحشتناک.
the most God-awful row.
بسیار دعوای وحشتناک.
I look awful in a swimsuit.
من در لباس شنا خیلی بد به نظر میرسم.
had an awful day at the office.
روز وحشتناکی در دفتر کار داشتم.
The weather is awful today.
هوا امروز خیلی بده.
I've made an awful fool of myself.
من چه احمقانه ای خودم را به بازی گرفتم.
we're an awful long way from the motorway.
ما خیلی دور از اتوبان هستیم.
we've had an awful lot of letters.
ما نامههای زیادی داشتیم.
you've still got an awful lot to learn.
هنوز چیزهای زیادی برای یادگیری دارید.
damn and blast this awful place!.
لعنتی و نفرین کن این مکان وحشتناک را!.
the awful truth was beginning to dawn on him.
حقیقت وحشتناک شروع به آشکار شدن برای او کرد.
the fans made an awful din.
هواداران یک سر و صدا وحشتناک ایجاد کردند.
the accommodation was awful and the food was worse.
محل اقامت وحشتناک بود و غذا بدتر بود.
Compiling a dictionary is an awful sweat.
تهیه یک فرهنگ لغت یک عرق وحشتناک است.
He fell on the floor with an awful whomp .
او با یک صدای وحشتناک روی زمین افتاد.
an awful lot
مقدار بسیار زیاد
awful weather
آب و هوای وحشتناک
That's an awful book.
آن کتاب خیلی بده.
an awful burden; an awful risk.
یک بار سنگین وحشتناک؛ یک خطر وحشتناک.
the most God-awful row.
بسیار دعوای وحشتناک.
I look awful in a swimsuit.
من در لباس شنا خیلی بد به نظر میرسم.
had an awful day at the office.
روز وحشتناکی در دفتر کار داشتم.
The weather is awful today.
هوا امروز خیلی بده.
I've made an awful fool of myself.
من چه احمقانه ای خودم را به بازی گرفتم.
we're an awful long way from the motorway.
ما خیلی دور از اتوبان هستیم.
we've had an awful lot of letters.
ما نامههای زیادی داشتیم.
you've still got an awful lot to learn.
هنوز چیزهای زیادی برای یادگیری دارید.
damn and blast this awful place!.
لعنتی و نفرین کن این مکان وحشتناک را!.
the awful truth was beginning to dawn on him.
حقیقت وحشتناک شروع به آشکار شدن برای او کرد.
the fans made an awful din.
هواداران یک سر و صدا وحشتناک ایجاد کردند.
the accommodation was awful and the food was worse.
محل اقامت وحشتناک بود و غذا بدتر بود.
Compiling a dictionary is an awful sweat.
تهیه یک فرهنگ لغت یک عرق وحشتناک است.
He fell on the floor with an awful whomp .
او با یک صدای وحشتناک روی زمین افتاد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید