abysmally

[ایالات متحده]/ˈæb.sɪ.m.li/
[بریتانیا]/uhb-ˈsi-məl-ee/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شدت بد یا به اندازه بسیار زیاد

عبارات و ترکیب‌ها

abysmally low prices

قیمت‌های به شدت پایین

abysmally bad performance

عملکرد به شدت ضعیف

abysmally slow progress

پیشرفت به شدت کند

abysmally cold weather

آب و هوای به شدت سرد

abysmally poor communication

ارتباطات به شدت ضعیف

abysmally inadequate preparation

آمادگی به شدت ناکافی

abysmally difficult task

وظیفه به شدت دشوار

abysmally long queue

صف به شدت طولانی

جملات نمونه

the team performed abysmally in the tournament.

تیم در مسابقات به طرز فاجعه‌باری عمل کرد.

his grades have been abysmally low this semester.

نمرات او این ترم به طرز فاجعه‌باری پایین بوده است.

the movie received abysmally poor reviews from critics.

فیلم از منتقدان نظرات بسیار ضعیفی دریافت کرد.

their communication has been abysmally ineffective.

ارتباطات آنها به طرز فاجعه‌باری بی‌اثر بوده است.

the company's stock price plummeted abysmally.

قیمت سهام شرکت به طرز فاجعه‌باری کاهش یافت.

his attempt at cooking was abysmally unsuccessful.

تلاش او برای آشپزی به طرز فاجعه‌باری ناموفق بود.

the plan failed abysmally due to poor planning.

به دلیل برنامه‌ریزی ضعیف، طرح به طرز فاجعه‌باری شکست خورد.

their sales figures have been abysmally low this quarter.

آمار فروش آنها این فصل به طرز فاجعه‌باری پایین بوده است.

the weather has been abysmally cold all week.

هوا این هفته به طرز فاجعه‌باری سرد بوده است.

her performance at the concert was abysmally out of tune.

اجای او در کنسرت به طرز فاجعه‌باری نامناسب بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید