acclimatizations

[ایالات متحده]/[ˌæk.lɪˈmaɪ.zə.ʃənz]/
[بریتانیا]/[ˌæk.lɪˈmaɪ.zə.ʃənz]/

ترجمه

n. فرایند تطبیق با یک آب و هوا یا محیط جدید؛ مواردی از تطبیق با یک آب و هوا یا محیط جدید.

عبارات و ترکیب‌ها

acclimatization process

فرآیند سازگاری

rapid acclimatizations

سازگاری‌های سریع

physiological acclimatizations

سازگاری‌های فiziولوژیک

acclimatization challenges

چالش‌های سازگاری

successful acclimatizations

سازگاری‌های موفق

acclimatization period

دوره سازگاری

cultural acclimatizations

سازگاری‌های فرهنگی

facilitating acclimatizations

تسهیل سازگاری‌ها

observed acclimatizations

سازگاری‌های مشاهده شده

جملات نمونه

the hikers underwent several acclimatizations to the high altitude before attempting the summit.

تکلیف‌های اکلیماتیزاسیون سفرکنندگان قبل از تلاش برای قله را چند بار انجام دادند.

successful acclimatizations are crucial for athletes training at different elevations.

اکلیماتیزاسیون‌های موفق برای ورزشکارانی که در ارتفاعات مختلف تمرین می‌کنند بسیار مهم است.

the plant's acclimatizations to arid conditions included deep roots and waxy leaves.

اکلیماتیزاسیون گیاه به شرایط خشک شامل ریشه‌های عمیق و برگ‌های چرب بود.

studying the physiological acclimatizations of animals in polar regions is fascinating.

مطالعه اکلیماتیزاسیون‌های فیزیولوژیک حیوانات در مناطق قطبی جالب است.

gradual acclimatizations to the new time zone minimized jet lag for the travelers.

اکلیماتیزاسیون‌های تدریجی به ناحیه زمانی جدید برای سفرکنندگان تأخیر جهانی را کاهش داد.

the research focused on identifying key acclimatizations in desert flora.

پژوهش بر روی شناسایی اکلیماتیزاسیون‌های کلیدی در گیاهان صحرایی متمرکز بود.

long-term acclimatizations to the climate can significantly impact human health.

اکلیماتیزاسیون‌های بلندمدت به آب و هوا می‌تواند به طور قابل توجهی سلامت انسان را تحت تأثیر قرار دهد.

the team carefully monitored the players' acclimatizations during the training camp.

تیم به دقت اکلیماتیزاسیون‌های بازیکنان را در طول کمپ تمرینی نظارت می‌کرد.

understanding the acclimatizations of marine life is vital for conservation efforts.

فهم اکلیماتیزاسیون‌های حیات دریایی برای تلاش‌های حفاظتی حیاتی است.

the city planners considered the necessary acclimatizations for rising temperatures.

طرح‌ریزان شهر به اکلیماتیزاسیون‌های ضروری برای افزایش دمای توجه کردند.

behavioral acclimatizations, such as seeking shade, helped the animals survive.

اکلیماتیزاسیون‌های رفتاری، مانند جستجوی سایه، به حیوانات کمک کرد تا زنده بمانند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید