accompanies

[ایالات متحده]/əˈkʌmpənɪz/
[بریتانیا]/əˈkɑːm pəˌniːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با کسی یا چیزی رفتن یا سفر کردن؛ در همان زمان با چیزی دیگر حضور داشتن؛ برای یک اجرا موسیقی فراهم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

accompanies the book

همراه کتاب

accompanies the music

همراه موسیقی

جملات نمونه

the music accompanies the dancers.

موسیقی همراه رقصندگان است.

a good friend always accompanies you through thick and thin.

یک دوست خوب همیشه در سختی و آسانی شما را همراهی می‌کند.

the aroma of coffee accompanies the morning sunshine.

عطر قهوه همراه با نور آفتاب صبح است.

her laughter accompanies her every step.

خنده او همراه با هر قدمی است که برمی‌دارد.

the singer's voice accompanies the guitar melody.

صدای خواننده همراه با ملودی گیتار است.

the gentle rain accompanies the blooming flowers.

باران ملایم همراه با شکوفه های در حال شکفتن است.

he accompanies his mother on her daily walks.

او مادرش را در پیاده‌روی‌های روزانه‌اش همراهی می‌کند.

the twinkling stars accompany the moonlit night.

ستاره‌های چشمک‌زن همراه با شب ماهتابی هستند.

he accompanies his clients on business trips.

او مشتریان خود را در سفرهای تجاری همراهی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید