forsakes all
نادیده میگیرد همه
forsakes friends
نادیده میگیرد دوستان
forsakes duty
نادیده میگیرد وظیفه
forsakes love
نادیده میگیرد عشق
forsakes hope
نادیده میگیرد امید
forsakes trust
نادیده میگیرد اعتماد
forsakes faith
نادیده میگیرد ایمان
forsakes family
نادیده میگیرد خانواده
forsakes happiness
نادیده میگیرد خوشبختی
forsakes everything
نادیده میگیرد همه چیز
he never forsakes his friends in times of need.
او هرگز دوستانش را در زمان نیاز رها نمیکند.
she forsakes her old habits to embrace a healthier lifestyle.
او عادتهای قدیمی خود را رها میکند تا یک سبک زندگی سالمتر را در آغوش بگیرد.
the organization forsakes profit for the sake of the environment.
سازمان سود را برای حفظ محیط زیست رها میکند.
he feels that no one should forsake their dreams.
او احساس میکند که هیچ کس نباید رویاهای خود را رها کند.
in difficult times, true love never forsakes.
در زمانهای سخت، عشق واقعی هرگز رها نمیکند.
she forsakes her ambitions to care for her family.
او جاهطلبیهای خود را رها میکند تا از خانوادهاش مراقبت کند.
he forsakes his comfort zone to pursue new challenges.
او منطقه امن خود را رها میکند تا چالشهای جدید را دنبال کند.
no one should forsake their principles for money.
هیچ کس نباید اصول خود را برای پول رها کند.
they forsake their differences to unite for a common cause.
آنها اختلافات خود را رها میکنند تا برای یک هدف مشترک متحد شوند.
the soldier forsakes his safety to protect his comrades.
سرباز جان خود را برای محافظت از همرزمانش رها میکند.
forsakes all
نادیده میگیرد همه
forsakes friends
نادیده میگیرد دوستان
forsakes duty
نادیده میگیرد وظیفه
forsakes love
نادیده میگیرد عشق
forsakes hope
نادیده میگیرد امید
forsakes trust
نادیده میگیرد اعتماد
forsakes faith
نادیده میگیرد ایمان
forsakes family
نادیده میگیرد خانواده
forsakes happiness
نادیده میگیرد خوشبختی
forsakes everything
نادیده میگیرد همه چیز
he never forsakes his friends in times of need.
او هرگز دوستانش را در زمان نیاز رها نمیکند.
she forsakes her old habits to embrace a healthier lifestyle.
او عادتهای قدیمی خود را رها میکند تا یک سبک زندگی سالمتر را در آغوش بگیرد.
the organization forsakes profit for the sake of the environment.
سازمان سود را برای حفظ محیط زیست رها میکند.
he feels that no one should forsake their dreams.
او احساس میکند که هیچ کس نباید رویاهای خود را رها کند.
in difficult times, true love never forsakes.
در زمانهای سخت، عشق واقعی هرگز رها نمیکند.
she forsakes her ambitions to care for her family.
او جاهطلبیهای خود را رها میکند تا از خانوادهاش مراقبت کند.
he forsakes his comfort zone to pursue new challenges.
او منطقه امن خود را رها میکند تا چالشهای جدید را دنبال کند.
no one should forsake their principles for money.
هیچ کس نباید اصول خود را برای پول رها کند.
they forsake their differences to unite for a common cause.
آنها اختلافات خود را رها میکنند تا برای یک هدف مشترک متحد شوند.
the soldier forsakes his safety to protect his comrades.
سرباز جان خود را برای محافظت از همرزمانش رها میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید