forsakes

[ایالات متحده]/fɔːˈseɪks/
[بریتانیا]/fɔrˈseɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را رها کردن یا تسلیم شدن؛ رد کردن یا انکار کردن؛ دور انداختن یا کنار گذاشتن؛ کاملاً ترک کردن یا رها کردن

عبارات و ترکیب‌ها

forsakes all

نادیده می‌گیرد همه

forsakes friends

نادیده می‌گیرد دوستان

forsakes duty

نادیده می‌گیرد وظیفه

forsakes love

نادیده می‌گیرد عشق

forsakes hope

نادیده می‌گیرد امید

forsakes trust

نادیده می‌گیرد اعتماد

forsakes faith

نادیده می‌گیرد ایمان

forsakes family

نادیده می‌گیرد خانواده

forsakes happiness

نادیده می‌گیرد خوشبختی

forsakes everything

نادیده می‌گیرد همه چیز

جملات نمونه

he never forsakes his friends in times of need.

او هرگز دوستانش را در زمان نیاز رها نمی‌کند.

she forsakes her old habits to embrace a healthier lifestyle.

او عادت‌های قدیمی خود را رها می‌کند تا یک سبک زندگی سالم‌تر را در آغوش بگیرد.

the organization forsakes profit for the sake of the environment.

سازمان سود را برای حفظ محیط زیست رها می‌کند.

he feels that no one should forsake their dreams.

او احساس می‌کند که هیچ کس نباید رویاهای خود را رها کند.

in difficult times, true love never forsakes.

در زمان‌های سخت، عشق واقعی هرگز رها نمی‌کند.

she forsakes her ambitions to care for her family.

او جاه‌طلبی‌های خود را رها می‌کند تا از خانواده‌اش مراقبت کند.

he forsakes his comfort zone to pursue new challenges.

او منطقه امن خود را رها می‌کند تا چالش‌های جدید را دنبال کند.

no one should forsake their principles for money.

هیچ کس نباید اصول خود را برای پول رها کند.

they forsake their differences to unite for a common cause.

آنها اختلافات خود را رها می‌کنند تا برای یک هدف مشترک متحد شوند.

the soldier forsakes his safety to protect his comrades.

سرباز جان خود را برای محافظت از همرزمانش رها می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید