accomplishing

[ایالات متحده]/[əˈmplɪʃɪŋ]/
[بریتانیا]/[əˈmplɪʃɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v.succeeding in doing something; achieving; carrying out or fulfilling
adj.capable of being accomplished; achievable

v. به انجام رساندن؛ موفق شدن؛ انجام دادن یا محقق کردن (n, v, adj, adv, etc.)
adj. قابل انجام شدن؛ قابل دستیابی (n, v, adj, adv, etc.)

عبارات و ترکیب‌ها

accomplishing goals

رسیدن به اهداف

accomplishing tasks

انجام وظایف

accomplished quickly

به سرعت انجام شده

accomplishing something

انجام دادن چیزی

accomplishing the project

به اتمام رساندن پروژه

accomplished successfully

به طور موفقیت آمیز انجام شده

accomplishing our aims

رسیدن به اهداف ما

accomplishing a lot

انجام دادن زیاد

accomplishing deadlines

رسیدن به مهلت‌ها

accomplishing the challenge

به اتمام رساندن چالش

جملات نمونه

we are proud of our team for accomplishing this challenging project.

ما به تیم خود برای انجام این پروژه چالش‌برانگیز افتخار می‌کنیم.

the company celebrated accomplishing its sales goals for the year.

شرکت به مناسبت دستیابی به اهداف فروش سالگرد خود جشن گرفت.

accomplishing the mission required dedication and teamwork from everyone.

انجام مأموریت مستلزم تعهد و کار گروهی از همه بود.

she found satisfaction in accomplishing small tasks throughout the day.

او در انجام کارهای کوچک در طول روز احساس رضایت می‌کرد.

the project manager focused on accomplishing key milestones on time.

مدیر پروژه بر انجام نقاط عطف کلیدی به موقع تمرکز کرد.

accomplishing your goals requires setting realistic expectations and planning.

رسیدن به اهداف شما مستلزم تعیین انتظارات واقع‌بینانه و برنامه‌ریزی است.

the team worked diligently toward accomplishing the company's strategic objectives.

تیم با تلاش فراوان به سمت دستیابی به اهداف استراتژیک شرکت پیش رفت.

accomplishing this feat was a testament to their hard work and perseverance.

انجام این دستاورد گوازی بر تلاش و پشتکار آن‌ها بود.

the student felt a sense of accomplishment in accomplishing the difficult exam.

دانشجو در انجام امتحان دشوار احساس موفقیت کرد.

accomplishing the complex task involved overcoming numerous obstacles.

انجام این کار پیچیده شامل غلبه بر موانع متعدد بود.

the organization is committed to accomplishing its mission of providing aid.

سازمان متعهد به انجام مأموریت خود در زمینه ارائه کمک است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید