non-accusatory language
زبان غیر متهمکننده
being non-accusatory
غیر متهمکننده بودن
non-accusatory tone
لحن غیر متهمکننده
used non-accusatory
غیر متهمکننده استفاده شده
non-accusatory approach
رویکرد غیر متهمکننده
was non-accusatory
غیر متهمکننده بود
remain non-accusatory
غیر متهمکننده باقی بمانید
seem non-accusatory
غیر متهمکننده به نظر برسد
sound non-accusatory
غیر متهمکننده به نظر برسد
utterly non-accusatory
کاملاً غیر متهمکننده
the manager adopted a non-accusatory tone to de-escalate the situation.
مدیر از لحنی غیر متهمکننده برای کاهش تنشها استفاده کرد.
we aimed for a non-accusatory approach when discussing the project delays.
ما در هنگام بحث در مورد تأخیر در پروژه، به یک رویکرد غیر متهمکننده هدف داشتیم.
providing constructive feedback in a non-accusatory manner is crucial.
ارائه بازخورد سازنده به روشی غیر متهمکننده بسیار مهم است.
the therapist encouraged non-accusatory communication within the family.
درمانگر ارتباط غیر متهمکننده را در بین خانواده تشویق کرد.
a non-accusatory style fosters a more collaborative work environment.
یک سبک غیر متهمکننده، یک محیط کار مشارکتیتر را تقویت میکند.
the investigation focused on facts, avoiding any non-accusatory language.
تحقیقات بر روی حقایق متمرکز بود و از هرگونه زبان غیر متهمکننده اجتناب میکرد.
it’s important to use non-accusatory language when addressing complaints.
هنگام رسیدگی به شکایات، استفاده از زبان غیر متهمکننده مهم است.
the mediator facilitated a discussion using a non-accusatory framework.
میانجیگر بحثی را با استفاده از چارچوبی غیر متهمکننده تسهیل کرد.
we established non-accusatory guidelines for customer service interactions.
ما دستورالعملهای غیر متهمکننده برای تعاملات خدمات مشتری تعیین کردیم.
the training emphasized the importance of a non-accusatory response.
آموزش بر اهمیت پاسخ غیر متهمکننده تأکید کرد.
maintaining a non-accusatory posture can improve conflict resolution.
حفظ یک نگرش غیر متهمکننده میتواند منجر به بهبود حل اختلاف شود.
non-accusatory language
زبان غیر متهمکننده
being non-accusatory
غیر متهمکننده بودن
non-accusatory tone
لحن غیر متهمکننده
used non-accusatory
غیر متهمکننده استفاده شده
non-accusatory approach
رویکرد غیر متهمکننده
was non-accusatory
غیر متهمکننده بود
remain non-accusatory
غیر متهمکننده باقی بمانید
seem non-accusatory
غیر متهمکننده به نظر برسد
sound non-accusatory
غیر متهمکننده به نظر برسد
utterly non-accusatory
کاملاً غیر متهمکننده
the manager adopted a non-accusatory tone to de-escalate the situation.
مدیر از لحنی غیر متهمکننده برای کاهش تنشها استفاده کرد.
we aimed for a non-accusatory approach when discussing the project delays.
ما در هنگام بحث در مورد تأخیر در پروژه، به یک رویکرد غیر متهمکننده هدف داشتیم.
providing constructive feedback in a non-accusatory manner is crucial.
ارائه بازخورد سازنده به روشی غیر متهمکننده بسیار مهم است.
the therapist encouraged non-accusatory communication within the family.
درمانگر ارتباط غیر متهمکننده را در بین خانواده تشویق کرد.
a non-accusatory style fosters a more collaborative work environment.
یک سبک غیر متهمکننده، یک محیط کار مشارکتیتر را تقویت میکند.
the investigation focused on facts, avoiding any non-accusatory language.
تحقیقات بر روی حقایق متمرکز بود و از هرگونه زبان غیر متهمکننده اجتناب میکرد.
it’s important to use non-accusatory language when addressing complaints.
هنگام رسیدگی به شکایات، استفاده از زبان غیر متهمکننده مهم است.
the mediator facilitated a discussion using a non-accusatory framework.
میانجیگر بحثی را با استفاده از چارچوبی غیر متهمکننده تسهیل کرد.
we established non-accusatory guidelines for customer service interactions.
ما دستورالعملهای غیر متهمکننده برای تعاملات خدمات مشتری تعیین کردیم.
the training emphasized the importance of a non-accusatory response.
آموزش بر اهمیت پاسخ غیر متهمکننده تأکید کرد.
maintaining a non-accusatory posture can improve conflict resolution.
حفظ یک نگرش غیر متهمکننده میتواند منجر به بهبود حل اختلاف شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید